- غیـرتُالله .
-
پیشِچشمانِهمهدستبهزانوافتاد
خواستتاپاشود،ایوایکهباروافتاد؛
- غیـرتُالله .
-
تاکهازگیسویِاولختۀخونریختبهمشک
گیـسویِدختـرکِمنتـظرش،ریختبههم؛
- غیـرتُالله .
-
توجمعخیمهبودیوتقسیمکردنت،
وگرنهدراینمزارکمتجانمیشدی؛
- غیـرتُالله .
-
ماندهامباتنپاشیدهاتآخرچهکنم؟!
ایعلمدارِحرممثلمعماشدهای؛
- غیـرتُالله .
-
علیاکبربدنشپخششداماتنتو
آنقدرنیزهفرورفتهبههمپیچیده( :
- غیـرتُالله .
-
تنتبهخاکوخون،سهشعبهرادیدم،
تیرزِچشمتو،برونکشیدممن؛