نمیدانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم، اگر با نور و با گیاه و با کتاب حالم خوب نمیشد، اگر پاییز و بهار و باران و برف را دوست نداشتم...
برای دلخوشی در خالیترین حالات ممکن جهانم، به کدامین اتفاق ، چنگ میزدم و کدامین طعم و تصویر را بهانه میکردم و کدامین دلخوشی کوچک را در آغوش میکشیدم، تا به خودم بقبولانم زندگی هنوز هم زیباست . . !؟
اگه به نصیحتهای خودم گوش میدادم،
تا الان کلی موفقیت کسب کرده بودم؛
ولی متأسفانه خودم با خودم زیاد رابطهی خوبی ندارم.
هدایت شده از 𝗕𝗹𝘂𝗲 𝘀𝘁𝗮𝗿/فورعزل
من بیشتر اوقات توی سناریو های فیک و تخیلاتم زندگی میکنم چون از زندگی واقعی قشنگتره.