و از انسان چیزی جز حسرت به جا نمیماند... آنگاه چیزی را که روزگاری در گذشته زندگی کرده، حال آرزو میکند.
ستوده داری تو گلزار روضه مقتل و گودال میخونی؟ آخه مگه نمیدونی بیشتر این خونوادهها مقتل رو زندگی کردن؟ مگه نمیدونی خیلی از این خانوادهها پیکر عزیزترینشونو ندیدن؟ میدونی بعضیاشون اصلا پیکر ندارن؟
مقتل چیه؟
مقتل یعنی نه سری مونده... نه تنی مونده... نه به روی صورتت... دهنی مونده...
آقامون تو گودال بود و اینطور شد... ولی تو چرا؟ آخ تو زیر آوار بودی عزیزترینم؟ زیر آوار تاریک بود... سرد بود؟ ترسیدی عزیزدلم؟
روضه برای گریهی خیلی زیاد!
با حال مناسب گوش بدین...
با مردم عادی که کاری نداشتن دیوونه!
عه سالن زیبایی رو زدن؟ آخه چطوری؟
باید بگم خوبم ممنون شما چطوری؟
#روایتپَساجنگی
کاش یه راه ارتباطی، خط تلفنی، پیامکی چیزی با اون دنیا بود وقتی از اموات سوال داشتیم میتونستیم ازشون بپرسیم. این بلاتکلیفی چیه اخه؟