5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
دانشجومؤذنجامعهاست
خواببماند،نمازامتقضامیشود...
-شهیدبهشتی-
.
"قَلَمدُخت"
. دانشجومؤذنجامعهاست خواببماند،نمازامتقضامیشود... -شهیدبهشتی- .
.
امروز، یعنی شانزدهمین روز از آذرماه، روزِ
دانشجو بود. پارسال این موقع با شوخی به
مامان میگفتم: مامااان، یادتون نره سال
دیگه باید روز دانشجو برام کادو بخرینااا. و
جوابشان هم که طبق معمول این بود: یا
خدااا یه کادوی دیگه اضافه شد!😂
کاری ندارم که یادشان رفت، ولی خودم
یادم آمد که چقدر ذوق بچگانهای داشتم
برای این اتفاق... برای دانشجو شدن! شبیه
یک رؤیای بامزهی دستیافتنی! ته دلم ولی
نگرانی عجیبی بود. یک صدایی میگفت
شاید نشه! اگر نشد چی؟ اگر سال بعد
هنوز دانشجو نبودی چی؟ اگر اونی که
میخواستی نشد چی؟ اگر...
اما امروز، یعنی دقیقا یک سال بعد از آن
همه دلهره، به این نتیجه رسیدم که
مفهومِ دانشجو به اسمِ تقدیس شدهی
آویزان به سردرِ دانشگاه نیست...!
جملهی شهید بهشتی صاف افتاد توی دامنم
که رزق نوشتن امشب باشد... حقیقت
همین است! کسی دانشجو میشود که
سرش درد بکند برای کارهای عجیب و
غریب! دانشجو کسی است که دیوانه
بازیهایش کارساز باشند... دانشجو کسی
است که دنبال کار بدود! دانشجو آنجا
معنا پیدا میکند که از خودش بگذرد...
دلم نمیآید روز دانشجو را بدون نام فائزه
تمام کنم... شاید بهترین تصویر فعلی در
ذهنم از دانشجوی تراز، فائزه رحیمی
باشد...❤️🩹
به بهانهی روز دانشجو، روحش شاد!
#شانزدهمینروزازآذر
#بهبهانهیروزدانشجو🌿
.
"قَلَمدُخت"
تو انعکاسِ حسینی! میان قلب مریدان...
.
از براىِ حرمت اين دلِ من آشوب است
نكند سنگ به پيشانىِ گنبد بزنند...💔
خوندن همین یه بیت وسط این همه پیام،
کافی بود که بغض سرگردونِ از صبح تا
حالای من منفجر بشه...
حجم اخبار منفی دیوونه کنندست!
دعا یادمون نره🫂
اگرچه که:
دل ما، امن به یک حادثهی تلخ شده!
دل ما، بهرِ نگاهِ علوی تنگ شده...
شاید از غصهی او اشک بگیریم ز چشم؛
دل ما از تپشِ سوریه لبریز شده...
پ.نبهعکس:
[جانا روا مدار، دوری ز وصل خویش❤️🩹]
.
.
رفیقی که اوضاع سیاسی اخیر ذهنت رو درگیر کرده؛ نقشهی راهمون رو امروز قراره حضرتآقا توی سخنرانیشون مشخص کنن!
قراره از نائب امام زمان بشنویم توی این تاریکی، مسیر درست کدومه!
یادت باشه به بقیه هم یادآوری کنی تا همه با هم به تماشا بشینیم✌🏻✨
#راهبر
.
"قَلَمدُخت"
. وضعیت بنده وقتی میخوام برای یه کاری اسم انتخاب کنم دیدنیه؛ خود جناب حافظ میزنه رو شونهی من میگه د
.
با تشکر از جناب سهراب سپهری؛
بالاخره اینهمه سرمزارش رفتن و فاتحه
خوندن یه جا به دردم خورد😂
+به سراغ من اگر میآیید،
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من...❤️🩹
.
"قَلَمدُخت"
. وضعیت بنده وقتی میخوام برای یه کاری اسم انتخاب کنم دیدنیه؛ خود جناب حافظ میزنه رو شونهی من میگه د
.
و اما!
بالاخره...
واحـة | همخوانـیکتـاب
متولد شد...🥺
.
💚📚
واحـة | همخوانـیکتـاب
واحة یعنی:
قطعه زمینی سبز و خرم در میان صحرا🌿
بدین معنا که اهل کتاب را گفتهاند زیبایی و
سرسبزی در میان بیابانهای بیآب و علف!
آنطور که در اوج یک زندگی معمولی، کتابخورها
رنگ زندگی میپاشند به صحرای پر از خار و
خاشاک...
ما در واحة کتاب میخوانیم!
واحهی لحظههای شادِ زیستن در کنار کتابها🌱
#محفلواحه✨
💚📚
"قَلَمدُخت"
💚📚 واحـة | همخوانـیکتـاب واحة یعنی: قطعه زمینی سبز و خرم در میان صحرا🌿 بدین معنا که اهل کتاب را
.
|کتابها و حیات|🪐✨
اصولا وقتی از تمام اتفاقهای ریز و درشت عالم عبور میکنم، آخر کار، پناهِ تنهاییهای من، کتابهایم هستند.
رابطهی من و کتابخانهام آنقدر دوستداشتنی است که خیلی وقتها وسط کارهای مهم یا خستگیهای عجیب و غریب، ناگهان دست از کار میکشم و زل میزنم به کتابخانهی سفید رنگم. کمی که چشمم گرم گشتن میان قفسهها شود، توی دلم با تک تک کتابها حرف میزنم! آنوقت که خیالم راحت شد همگی سرجایشان هستند، از روی صندلی بلند میشوم و دانه دانه کتابها را از جایشان بیرون میآورم و در آغوشم جا میدهم. یکی... دوتا... سهتا...
به خودم میآیم و میبینم روی میز دوباره پر از کتاب شده! نوازشگونه دوباره کتابها را میزنم زیر بغل و خیلی مرتب سرجایشان قرار میدهم. این کار را سرزدن به کتابهایی که دوستشان دارم، میدانم. یک نقطه اتصال ژرف و عمیق میان قلم و نوشتن، خواندن و گوش دادن، چیدن و نوازش کردن!
حالا اما، واحه را درآغوش میکشم. دلگرمی جدید من برای رسالت همیشگیام با دنیای کتابها!
واحهی عزیزِمن❤️🩹
حاصلِ تعلق خاطر من به کتابهاست. یک وظیفه و شاید یک علاقهی همیشگی!
کتابخوان کردن آدمها برای من به اندازهی در آغوش کشیدن کتابخانهام ارزش دارد!
واحه قرار است آغوش کتابها برای آدمها باشد🥺
#محفلواحه✨
.