"قَلَمدُخت"
از صبح تو فکرم بود یه پلیلیست از روضههای عصر عاشورا براتون بفرستم. زمان بر بود فرایند دانلود و مرتب کردنشون... برای همین دیر شد یکم.
×لطفا با حال مناسب بشنوید×
"قَلَمدُخت"
آدمی را جان به جانش کنی بندهی عادت است. عادت به آدمها، عادت به کتابها، عادت به زمان، عادت به مکان...
از همهی عادتها غمگینتر اما عادت به مکان است. قدیمیها به خنده گفتند و ما به گریه، که هیچ کجا خانهی خود آدم نمیشود. اما چه خانهای...؟ خانهای نمانده. خانهی ما حالا، بیشتر شبیه یک قتلگاه دستجمعی به چشم میآید. قتلگاه طفلهای چسبیده به مادر. قتلگاه جوانهای دنیا ندیده. ولی باز هم هیچ کجا خانهی خود آدم نمیشود. حتی اگر خرابهای بیش نمانده باشد و خانوادهای نیز. هیچ کجا خانهی خود آدم نمیشود.
به قول شهید زینالدین، هروقت شب
جمعه شهدا رو یاد کنید اونا هم شما رو
پیش ابیعبدالله یاد میکنن (انشاءالله)
خداجون! ما رو با ناشکریهامون امتحان نکن...
با ناشکریهایی که توی لحظه قدردانش
نبودیم و به خاطرش شکرگزاری نکردیم!
خداجون! ما رو با نعمتهایی که قدردانشون نبودیم مورد آزمایش قرار نده...
ما بندههای کوچیک و ناتوانِ توییم. یه وقتایی یادمون میره که سایهی لطف تو مدام روی سرمونه و ما موظفیم برای همه چیز شکرگزارت باشیم...