eitaa logo
قَنـّٰاسه
115 دنبال‌کننده
676 عکس
228 ویدیو
2 فایل
+'گمنام باش ولی نگو گمنامم'! . . . بامن‌اگرسخنی داشتی🌿 https://harfeto.timefriend.net/16397560892001 + @edja_ir • . + بی‌هوا صلوات بفرست! ( این‌حوالی‌عطر عود و یاس می‌آید ) @asay313
مشاهده در ایتا
دانلود
آن چه از عمرم فهمیدھ ام این است که باید همه چیز را با نالھ براۍ خدا ،در دل نیمه‌های شب حل کرد . . . ؛ 🕊 : شهید‌علۍ‌بلورچی
هدایت شده از اِدجاء | قنـّٰاسه
واژه های پیادھ نظام ، با رمزِ 'یازهراء' به خونخواهیِ حاج‌قاسمِ شتافتند . . . Eitaa.com/edja_ir
نسوزانید هِی جاماندھ ها را اربعین اصلا ، بھ فتواۍِ مـنِ بۍ‌دل حلالیت نمۍخواهد ! ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌
مهدي‌رحیمي
38.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخشی از مستند شهید حسن باقری
قَنـّٰاسه
بخشی از مستند شهید حسن باقری
ديدم از بچه هاي گردان ما نيست ولي مدام اين طرف و آن طرف ، سرك مي‌ڪشد و از وضـع خـط و بـچھ‌ ها سـراغ مي‌گيرد. آخـر سر كفري شدم با تندي گفتم«اصلا تو كی‌هستی‌انقدرسين‌جيم‌می‌کنی؟» خيلی آرام جواب داد «نوكر شما بسيجي ها !»
قَنـّٰاسه
بخشی از مستند شهید حسن باقری
سوار بليزر بوديم. مي رفتيم خط. عراقي ها همه جا را مي كوبيدند. صداي اذان را كه شنيد گفت «نگه دار نماز بخونيم.» گفتيم «توپ و خمپاره مي آد، خطر داره .»گفت «كسي كه جبهه مي ياد ، نماز اول وقت را نبايد ترك كنه.»
قَنـّٰاسه
بخشی از مستند شهید حسن باقری
كنار هم نشسته بودند. سلام نماز را كھ داد، گفت : « قبول باشه.» احمد دلش مي خـواست بيش تر باهم‌حرف‌بزنند. ناهار راكه‌خورند، حسن ظـرف ها را شست . بعد از چايي ، ڪلي حرف زدند.خنديدند. گفت « حسن بيا به مسئول اعـزام بگيم مـا مي خـوايم با هم باشيـم. مي آي؟» گفت : «باشه اين طوري بيش تر باهمیم.» . . . ؛ «آقا جـون مگھ چـۍ ميشھ ؟ مـا مي‌خوايـم با هم باشـيم.» گفـت : « با كۍ؟ » گفت: «اون‌پسرھ كھ اونجانشسته. لاغره.ريش نداره.» مسـئول اعـزام نگاھ كرد و گفت : «نمي شه .» گفت« چرا؟» گفت : «پسرجون ! اونۍ ڪه تـو ميگۍ فرماندھ ست حسن‌باقريه. من كه نمي تونم‌اونو‌جايي بفرستم. اونه كه ما رو اينور و اونور مي‌فرسته. معاون ستاد عمليات جنوبه.»
قَنـّٰاسه
بخشی از مستند شهید حسن باقری
اوج گرماي اهواز بود. بلند شد، دريچھ ڪولـر اتـاقش را بست . گفت: «به ياد بسيجي هايي كه زير آفتاب گرم مي جنگند . . .»
قَنـّٰاسه
بخشی از مستند شهید حسن باقری
جلسه‌داشتيم‌بعضي‌هاديررسيدند. بـاقـري را تا آن روز نمي شـناختم ديدم جـواني بعد از خواندن چند آيھ شروع كرد به صحبت . فڪر كردم اعلام‌برنامه است. بعد ديدم قرص و محڪم گفت « وقتي بھ برادران مي گيم ساعت نه اين جا باشند، يعني نه‌ويك دقيقه نشه.»
قَنـّٰاسه
بخشی از مستند شهید حسن باقری
اگر بين بسيجي ها حرفي مي شد مي گفت« براي اين حرف‌ها به هم تهمت نزنيد.اين تهمت‌ها فردا باعث تهمت هاي بزرگتري مي شه. اگه از دست هم ناراحت شديد، دو ركعت نماز بخوانيد بگوييد : «خدايا! اين بنده تو حواسش نبود،من‌ گذشتم» تو هم ازش بگذر . اين طوري مھـر و محبت زياد مي‌شه. اون وقت با اين نيروها ميشه عمليات كرد.»