●| جرقه قیام 19دیماه 1356 |●
ــــــــــــــــــــــــــ🌿ــــــــــــــــــــــــــ
در روز 17 دیماه سال56 مقالهای با
عنوان«استعمارسرخوسیاه» منتشر
شدنویسندهمقالهاهانتآمیز«ارتجاع
سرخو سیاه»در روزنامهاطلاعاتکه
خـشم و انزجـار عـمومیمـردم را بر
انگیخت«رشیدیمطلق»معرفیشده
بـود. درباره این نویسـنده حرفهای
فراوانیبهمیانآمدهست.ولیآنچه از
اسناد و مدارک واعترافاتکارگزاران
نظام پلیدپهلوی برمیآید، اینستکه
شاه در چاپ آن نقش اساسی داشته
اسـت. محـافل مـطبوعـاتی آن را بـه
داریوش همایون، وزیراطلاعاتوقت
نسبت میدهند.وی در خاطرات خود
میگوید:«مقالهازوزارتدربارسرچشمه
میگرفت.اینمطلبکهشاهروایتاولیه
مقالهرا نپسندیدوگفتبایدتندتربشود،
درست است»
●| شعلههای قیام |●
ــــــــــــــــــــــــــ🌿ــــــــــــــــــــــــــ
اولینحرکتاعتراضآمیز برابرانتشار
مقالهموهندر روزنامهاطلاعاتتوسط
روحانیت و مردم قم،فردایانتشار آن
یعنیروز18دۍماه شکلگرفت. دراین
روزدروسحوزهتعطیل شدومراجعنیز
درسخود را تعطیلنمودند. پس از آن
بازارقم همبهحوزهملحقگردیدومردم
بهمراهعلماءوروحانیانبهمنزل مراجع
میرفتندو آمادگیخود را برای اقدام
علیهاینحرمتشکنیاعلاممینمودند.
مراجع هم با سخنان خود، ضمن آرام
ساختنمردموروحانیتوتسلیدادنبه
آنها،علاوهبرمحکومساختننظامدراین
اقدام توهـین آمـیز بر ادامه مبارزه و
اعتراض ها تاکید نمودند
●| فریادهای خاموش |●
ــــــــــــــــــــــــــ🌿ــــــــــــــــــــــــــ
در بعدازظهرنوزدهمدیماه56 آیةالله
نوریهمدانیسخنرانیکردندمردمپس
ازسخنانایشان آرام و بیسروصدا به
طرف منـزل آیت الله مشکینی به راه
افتادند.جمعیتیبیشاز دههزارنفر که
در آن ایام خفقان و اضطرابجمعیت
بسیارزیادیبودباعزمیراسخوارادهای
پولادین بر آن بودند تا قدرت پوشالی
نظام شـاهنشـاهی را در زیـر گام های
استوارشان خرد کنند.مردم به توصیه
آیاتومراجع، آرامراهپیمایی میکردند
و فریادهادرحنجرههابدنبالراه گریزی
میگشت. بعدها سخنرانان مذهبی از
ایـن سڪوت بهره برده، رژیم را آماج
حملاتخودقرار دادند که چرا به روی
مردمی که حـتی شعار نمیدانند آتش
گشود.
●| آغاز درگیری |●
ــــــــــــــــــــــــــ🌿ــــــــــــــــــــــــــ
ساعت حدود 30:4 بعدازظهر19دی،
مأمورانشهربانیوساواککهدریکی از
میادینقم راهمردمرا سدکردهبودندبه
دنبال یک برنامه ساختگی، با شکستن
شیشه بانک به سوی مردمبیدفاع که
حتی شعارهم نمیدانند،آتش گشودند.
مردم نیز که ترسی به دل نداشتند با
چوبوپرتابسنگ،دربرابرتیر و گلوله
شجاعانه مقاومت کردند. با مشـاهده
اولین شهید، خشمونفرتمردم نسبت
بنظام بیشازپیششدوترسووحشت
از دلها رخت بر بست.جمعیت با شعار
«اللّه اکبر» و «لا اله الا اللّه» و بـا در
دستداشتن سنگوچوببهسویعمّال
شاه سرازیر شدو درگیریبه اوج خود
رسید.