غروب | Ghoroob🇮🇷
نادر ابراهیمی در مقدمه جلد چهارم کتاب آتش بدون دود مینویسه: «پیشکش به بزرگی که به درستی، خلوص و بز
نادر ابراهیمی!
نظرت درباره امروز چیست؟
که او نیست و درد هست و ایرانیِ دردمند هم هست؟
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
ما همانیم هنوز. یکی از آن ۳۶ میلیون ایرانی در روز اشغال خرمشهر. که بقول رجائی یک قرص نان را سیوشش میلیوننفری میخوریم ولی زیر ذلت نمیرویم. و نرفتیم. ما همانیم هنوز. ما یکی از آن سه سرباز ایرانی بر پل آهنی جلفاییم که تا نفس آخر در برابر ارتش سرخ شوروی ایستادیم تا خاک ندهیم. ما آن پیرزن روستایی در برابر چشمان ستارخانیم که مشتمشت خاک خوردیم و گفتیم خیالت راحت سردار، ما خاک به دشمن نمیدهیم. ما دلیران تنگستانیم هنوز، درمیان نخلهای بلند جنوب؛ سینه داده به گلولههای سربی انگلیسی. ما فهمیدهی نوجوانیم زیر شنیهای تانک بعثی. ما چمران و وصالی در پسکوچههای پاوه در برابر خاکخواهی تجزیهطلبان. ما همانیم هنوز. بگو ما را بخوانند. ما را مرور کنند. بگو تهدیدهایشان را به دریا بریزند. که اگر ذرهای از خاک مطهر خارک به پوتین سربازهایشان چسبیده باشد، به خون خود آن را میشوییم و خارک را گورستان بزرگ دلتافورسهای آمریکایی میکنیم. به خارک خوشآمدید. جمعیت ۹۱میلیون نفر!
«مهدی مولایی»
https://eitaa.com/m_molaie110
غروب | Ghoroob🇮🇷
نادر ابراهیمی در مقدمه جلد چهارم کتاب آتش بدون دود مینویسه: «پیشکش به بزرگی که به درستی، خلوص و بز
پ.ن:
نادر ابراهیمی نوشتن مجموعه هفتجلدی «آتش بدون دود» را در سال ۱۳۵۲ آغاز کرد و به سه جلد رساند.
پس از انقلاب، به پیشنهاد [شهید] آیتالله سید علی خامنهای، نوشتن این کتاب را ادامه داد.
چهار جلد بعدی، در سال ۱۳۷۴ منتشر شد.
در مقدمه چهارمین جلد، به این جملات بر میخوریم:
«پیشکش به بزرگی که به درستی، خلوص و بزرگی باورش کردهام.
به مردی که مرا به نوشتن الباقی آتش بدون دود وا داشت. نامش برای این خاک مبارک باد و برای همهی عاشقان وطن!
ای کاش زمانی برسد که او، همچنان باشد؛ و دیگر درد نباشد و ایرانیِ دردمند هم...»
نادر ابراهیمی، ۴ جلد آخر مجموعهاش را به رهبر انقلاب تقدیم کردهبود.