eitaa logo
غروب | Ghoroob🇮🇷
69 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
306 ویدیو
1 فایل
و چه تخفیف بزرگی خورده‌است قیمت هر انسان! @Motahareh_24
مشاهده در ایتا
دانلود
ایتا به کانال پیوست😟 -سوپر اپلیکیشن https://eitaa.com/Ghoroob_21
هدایت شده از 
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این‌همه زیبایی و جوانی فقط برای تفریح یک خوک آدمخوار بچه باز به اعماق دریا رفت. لعنت ابدی بر آمریکا و هواخواهانش! @poyesh_shia
غروب | Ghoroob🇮🇷
این‌همه زیبایی و جوانی فقط برای تفریح یک خوک آدمخوار بچه باز به اعماق دریا رفت. لعنت ابدی بر آمریکا
جوانان دانشجوی ایرانی، با میانگین سنی ۲۳ سال، در حال برگشت از یک رزمایش آموزشی، درحالی که ناوچه‌شان بی‌سلاح بود، هدف حمله قرار گرفت... چند روز بعد، ترامپ گفت: ناو دنا را فقط برای سرگرمی غرق کردیم!
هدایت شده از وحید یامین پور
اینجا جمهوری اسلامی ایران است. مسئولانش پاکباخته شهید می‌شوند. در قرن ۲۱، در عصر ابرقدرتی جنایتکاران جزیره اپستین. وفادار به عهدی که خداوند از انسان گرفته... جمهوری اسلامی ایران، همین الان هم داستانی اسطوره‌ای است در کتاب تاریخ. داستانی از حضور پهلوانان بی‌ادعا و مظلوم. پهلوانانی که پشت بزرگترین آدم‌آهنی‌های جانی جهان را به خاک مالیده‌اند و خود در برابر خدای سبحان به خاک افتاده‌اند. شاهنامه را بار دیگر از روی تاریخ واقعی این ۴۷ سال باید بسرایند. از نو بسرایند... شعری درباره‌ی مردانی که از نبرد توران بازگشته‌اند اما دیو دغلباز ظرفی از خون به ردای آنها ریخت و دشنه‌ای خونین دستشان داد و به قتل فرزندان ایران متهم‌شان کرد. شاهنامه بسرایند از عوض شدن جای جلاد و شهید... بسی غمناک‌تر از آنچه بر رستم و سهراب رفت. ➕️ @Yaminpour
هدایت شده از حسیبا
مشت گره‌کرده سیدعلی خامنه‌ای حین قرآن خوندن چفیه و مبل و تکه چوب تو دستای یحیی سنوار پرچم اون خانم شهید روز قدس و ژستِ اقتدارِ آقای لاریجانی با عینک آفتابیش، کنار مردم... خدایا آخرین تصویری که از ما به جا می‌مونه رو هم همینقدر زیبا و موندگار کارگردانی کن!
هدایت شده از فریم
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این حرکتمون با موفقیت صادر شد @fraame     ☫رسانه فریم☫
غروب | Ghoroob🇮🇷
این حرکتمون با موفقیت صادر شد @fraame     ☫رسانه فریم☫
شاید برای شما صحنه پاگذاشتن روی پرچم آمریکا و اسرائیل توسط مردم جهان عجیب باشد؛ اما چیزی که برای من عجیب‌تر است، این است که مدعیان روشنفکری و اساتید دانشگاه در ایران، که سال‌ها از همین جمهوری اسلامی ارتزاق کردند و به برکت همین کشور صاحب نان و نوایی شدند، حاضر نشدند حتی گردی بر پرچم دشمن کشور و مردمشان بنشیند! نخواستند برای کشورشان مبارزه کنند، حتی اگر مبارزه در حد پا گذاشتن روی پرچمی باشد! https://eitaa.com/Ghoroob_21
هدایت شده از فناوری روایت
آن روی دیگر آقای لاریجانی این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود:‌ «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...»‌ همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «‌علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند. اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت. من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند ✍️فائضه غفارحدادی ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
هدایت شده از وحید یامین پور
‌ ⚫️ بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواند؛ ▪️راستش را بخواهید احساس می‌کنم نورانی ترین ماه مبارک عمرم را گذراندم... من آسمانی ترین روزهای زمین را تجربه کردم؛ گویا درخشان ترین و نورانی ترین انسان های تاریخ را زیارت کردم... ▪️نمی‌دانم ملائکه‌ای که به خداوند گفتند ما که تسبیح تو را می‌گوییم و تقدیست می کنیم پس این کیست که جانشینت در زمین قرار می‌دهی با دیدن این مردم پاسخ خود را گرفته اند یا هنوز هم چیزی را که خدا می‌دانست نمی‌دانند؟ ▪️من از زمین جدا شده ترین ، یک دل ترین ، ایثارگرترین ، پاک قلب ترین و مجاهدترین ملت را تجربه کردم واقعا نمی‌دانم آیا دیگر عمر ما قد بدهد چنین روزهایی را تجربه کنیم یا خیر اما در دلتنگی این روزها حسرت زده ترینم. ▪️مردمی که این همه شب خانوادگی در زمین شهرشان مراقب آسمانی ترین حکومت زمین بودند. ▪️مردمی را دیدم که صدای بمب و پدافند و مناجاتشان و هق هق گریه شان در هم پیچیده شده بود؛ متضرع ترین و منقطع ترین انسان ها را دیدم. ▪️مردمی را دیدم که پرقدرت ترین ارتش و اقتصاد دنیا را با زن و بچه ای در خیابان متوقف کردند. ▪️من پدری را دیدم که می گفت پسر شهیدی که تمام بدنش سوخته بود را در زیباترین چهره دیده است و مادری که از دیر خبر دار شدن از شهادت فرزندش گله کرده که چرا مرا دیرتر خوشحال کردید؟ ▪️دنیا بعد از این باید به احترام ایران ابرقدرت کلاه از سر بردارد اما ما نوکر به دنیا آمده ایم و جز نوکری شانی نداریم و آقایی و ابرقدرتی فقط سزاوار آن یار غایب است. ▪️ انسان هایی را دیدم که ولی امری را که تا به حال نه صدایی از او شنیده اند و نه تصویری از او دیده اند را مثل جان دوست دارند؛ گویا تربیت شده اند برای پذیرفتن آن ولی الله اعظم غایبی که نه تصویری از او دیده اند و نه صدایی از او شنیده اند اما او را از پدر و مادرشان آشناتر میشناسند. ▪️اگر جمهوری اسلامی آمده بود که سقف قامت انسان را بلندتر کند نه اینکه آخوری بزرگتر از آخور دنیاطلبان برای آنها بسازد در موفق ترین دوران خود به سر می برد هر چند *به زودی نشان خواهد داد که تامین دنیایی مرفه که با مرگ تقاطع درست نکند هم راهی جز اسلام ندارد.* ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ شیخ اسماعیل رمضانی 💌 تو ثواب نشر شریک باشید 🕊 💠 @esmaeilramezani
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
‌سخت‌ترین بخشِ این روزها، تحملِ کسانی است که نامشان هم‌وطن است اما قلبشان برای ویرانیِ خانه می‌تپد. این حقارت، از هر آسیبی سخت‌تر است. «ارسلان» @farsitweets