eitaa logo
غروب | Ghoroob🇮🇷
68 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
306 ویدیو
2 فایل
و چه تخفیف بزرگی خورده‌است قیمت هر انسان! @Motahareh_24
مشاهده در ایتا
دانلود
کاربر ترکیه‌ای: ممنون ایران ایران بر روی موشک‌هایی که به سمت صهیونیست‌ها پرتاب کرده، نوشته است: به یاد شهدای ماوی مرمره(مروارید آبی) دیگر هیچ‌کس نگویید که انتقام شهدای مروارید آبی گرفته نشده است. ماوی مرمره در سال ۲۰۱۰ برای رفع محاصره غزه به راه افتاد اما مورد حمله نظامیان اسراییلی قرار گرفت و ۹ شهروند ترکیه‌ای در آن حمله به شهادت رسیدند.
+ایران ۴۷ سال زیر تحریم‌های جهان جون سالم به در برد. –جهان بعد از ۲۵ روز زیر تحریم ایران بودن داره از هم میپاشه!
ما آماده‌ایم با شمع شب‌هایمان را سَر کنیم. هیزم بسوزانیم و خانه‌هایمان را گرم کنیم. روزه بگیریم و چندروز غذا نخوریم؛ ولی تسلیم دشمن نشویم!
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرق ایران و اوکراین از نگاه جامعه‌شناس ژاپنی ناکاموتو هیتازاسا با انتشار این کلیپ نوشت: چرا ایران شکست ناپذیر است؟ چون مردمش نه تنها از جنگ فرار نمی‌کنند بلکه هرشب در خیابان‌های ایران برای دفاع از خاک کشورشان اعلام آمادگی می‌کنند. درحالیکه همچنان در اوکراین مردم را باید بازداشت کرد و به جبهه‌های جنگ فرستاد. @farsitweets
خدمات زیباسازی آسمان توسط نیروی هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
هدایت شده از ریحانه
هدایت شده از ریحانه
💌  | مبعوث‌شدگان 🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵ 🔻 روی تخت بیمارستانی، عقب ون ‌دراز کشیده بود و تجمع مردم را نگاه می‌کرد. بلندگوها بار دیگر فریاد زدند: «ای رهبر شهیدم، راهت ادامه دارد» جلو رفتم: «نظامی جانباز هستین؟» هیچ دلیل دیگری برای حضور او با آن شرایط به ذهنم نمی‌رسید. گفت: «آدم معمولی‌ام اما اگر لایق باشم خودمو سرباز سید‌علی می‌دونم» بعد دست چپ مشت شده و لاغرش را بالا آورد تا دوستانش ون را خالی کنند. سرم را خم کردم و لبه‌ی ون نشستم. گفت: «دیدی چی شد آبجی. عشق ما رو گرفتن. من توی این پونزده سال که از نخاع آسیب دیدم، شادیمو حفظ کردم اما الان پر از غمم». 🔻 چشم‌های مرد آب گرفت. به جمعیت پرچم‌گردان با مشت‌های بلند شده زل زده بود. انگار داشت تابلو‌ی عصر عاشورای فرشچیان را می‌دید. نیم‌خیز بلند شدم تا صدایش را بین فریادهای مرگ بر آمریکا بهتر بشنوم. گردنم کج به سقف ون چسبیده بود. گفت: «اما امیدم از بین نرفت. رهنمودهای سیدعلی ما رو به مهدی(عج) می‌رسونه. الحمدالله کما هو و اهله». 🔻 به تن بدون حرکت مرد نگاه کردم. گردنش به یک بالشت سرخابی تکیه داشت. چند دستگاه به او وصل شده بود و یک پتوی پلنگی رویش انداخته بودند. گفتم: «چند سالتونه؟ چی شد که اینجوری شد؟» برادرانه نگاهم کرد: «یک ماهه دیگه چهل‌ساله می‌شم. سال ۹۰ تصادف کردم.» شقیقه‌ها و برخی از موهایش سفید شده بودند. گفتم: «به خدا نگفتید چرا من؟» گفت: «هیچ‌کس بیشتر از امام حسین(ع) سختی نکشیده. خدایا هرچی دادیو گرفتی شکرت. دست‌و‌پا ندارم اما یه پسر شونزده‌ساله و یه همسر خیلی خوب دارم.» 🔻 صدای مردم بلندتر از قبل شد «حتی کفن بپوشیم، وطن نمی‌فروشیم» مرد گفت: «آبجی به نظرم سیدعلی رفت تا شفاعت کنه، گناهامون رو ببخشن، تا توفیق پیدا کنیم بیایم سوار کشتی حق بشیم. اول از همه خودمو می‌گم. آخه گناه به دست و پا نیست، همه‌چی از فکر شروع می‌شه». 🔻 زل زد به مردم. لبش لرزید گفت: «کاش مردم فقط به شکست دشمن راضی نشن. به خدا بگن به جای چیز باارزشی که از ما گرفتی، مهدی(عج) رو به ما بده» بلندگوها می‌خواندند: «اللهم عجل الولیک الفرج». من به چهل‌سالگی مرد فکر کردم و به آن کسی که چند وقت پیش گفت مردم‌مان مبعوث می‌شوند. ✍🏻 شکوفه‌سادات مرجانی 🗓 شماره ١۴٧ 🇮🇷 مجموعه‌روایت «می‌نویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابان‌های ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh