کلاس ریاضی دو انگار تو یه سفینه برگزار میشه که با سرعتهای نزدیک به سرعت نور حرکت میکنه.
من تو رو واسه چیزی بخشیدم که اگه همونو من انجامش میدادم تو ازم متنفر میشدی.
یک خانومی میز بغلی ما توی رستوران بود از یه جایی به بعد دید صحبت من و دوستام خیلی جالبه صندلیشو برگردوند سمت میز ما توی بحث شرکت کرد
مامانم گندم خیس کرده بود گذاشته بود زیر دستمال، منم دیدم خوب جوونه زده برداشتم ریختم تو سالادم، از ظهر داره دنبالش میگرده😂😂
جمله ی "میدونی من از چی میسوزم"
قابلیت اینو داره که غیبت رو، ۲ ساعت دیگه تمدید کنه...