هدایت شده از طعم گیلاس ۲
گاهی دلم برای خودم گذشته ام تنگ میشود و از یاد میبرم که ″من″ در همین لحظه است نه جای دیگر!
بغض خفه ام میکرد ، باز سرم را میان پالشت و پتو بردم از از شدت درد اشکم روان شد ، آری دباره دلم یادی از زخم هایش کرد و تنگ شد