.
قصه شنیدم که دوش، تشنه لب گلفروش
برد گلی سبزپوش، هدیه به بازار عشق
@Glorious_poem
#محمدجواد_غفورزاده
#محرم_علیاصغر
.
با خودم فکر می کنم: اصلا چرا باید رباب با آب هم قافیه باشد؟!
گاه روضه خوان ها زیادی شلوغش می کنند !
حرمله آنقدرها هم که می گویند تیرانداز ماهری نبود.
هدف های روشنی داشت !
چشم عباس...
گلوی تو...
سینه ی حسین...
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود، سه شعبه بود!
شش ماه، علی بودن را طاقت آوردی!
خون تو، جاذبه ی زمین را از بین برد.
حالا، پدرت یک قدم سوی خیمه می رود، بر میگردد....
می رود، بر میگردد...
میرود....
عرق شرم، مرد را تشنهتر میکرد....
باز هم یک قدم میرود، بر میگردد...
میرود پشت خیمهها، با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره می سازد
تا دیگر صدای سم اسبهای وحشی از خواب بیدارت نکند...
رباب میرسد از راه ....
با نگاه... با یک جمله ی کوتاه:
آه!، آقا خودتان که سالمید ان شاءالله...
اصغرم فدای سرت...
@Glorious_poem
#سيدحميدرضا_برقعی
"حتَّى النَّومُ يجيدُ الهربَ عِندما نحتاجُه،
تمامًا كالآخرين..."
حتی خواب هم خوب میداند چگونه بگریزد،
آنگاه که به او محتاجیم؛
درست همچون دیگران...
@Glorious_poem
#محمود_درویش
شب خوش
زبان به روضه چرا وا کنم؟ همین کافیست
مباد شاهد جان دادن پسر، پدری ...😭
@Glorious_poem
#سجاد_سامانی
هشتم محرم، #علیاکبر
.
میدونم که خودت هم از عشق بویی نبردهای. امّا متأسفانه عشق را نمیشه به کسی درس داد و گفت چیه، باید تو دل خود آدم باشه.
گمونم عشق اونه که بتونی یک نفر دیگر را از خودت بیشتر دوست داشته باشی.
آیا تا حالا شده که دیگری را از خودت بیشتر دوست داشته باشی؟
@Glorious_poem
#صادق_چوبک
.
بگو با ساربان امشب مبندَد محملِ لیلی
ز زلف و عارض اکبر، قمر در عقرب است امشب
#نیر_تبریزی
#علیاکبر
همین یه بیت و بیت بعدی برا دنیا و آخرتش بسه! محشره:
ای فَرَس! با تو چه رخ داده که خود باخته ای؟
مگر این گونه که ماتی! تو شَه انداخته ای؟
@Glorious_poem
#نیر_تبریزی
#حسینجانم
حلقه عشق ترک خورده نگین افتاده
سرو قامت بدنی بود، چنین افتاده
هر کجا چشم در این علقمه می اندازم
قطعه ای از پسر اُم بنین افتاده
@Glorious_poem
#سیدحسین_میرعمادی
نهم محرّم، #ابالفضل
.
لبریزِ عطش ز نهر بیرون زد و رفت
دریا بکشد منّتِ رودی؟........ هیهات
@Glorious_poem
فرا رسیدن #تاسوعایحسینی تسلیت باد🏴
#محرم
.
درین جهان نبود فرصت کمر بستن
ز خاک تیره، کمر بسته چون #قلم برخیز
@Glorious_poem
#صائب
۱۴ تیر، روز قلم 🖌
بر اندیشمندان، متفکران، نویسندگان و مترجمین عزیز که پل ارتباطی اندیشه با جهان پیرامون هستند، گرامی باد
آخرِ رقصِ #قلم مرثیه ای در غم توست
واژه ها، ثانیه ها، در به درِ ماتم توست
تو غزل گونه ترین حالت اشعار منی
شعر من حال و هوایش همه در عالم توست
می نویسم همه شب از دل لامذهبِ خویش
دفترم صحنهی عشق است و قلم پرچم توست
شاعری خون به دلم در پسِ این قافیه ها
وزن شعرم همه سنگینی بارِ غم توست
@Glorious_poem
#هادی_نجاری
۹ محرم، #تاسوعا
۱۴ تیر، روز #قلم
ای چشم تو بیمار، گرفتار، گرفتار
برخیز چه پیش آمده این بار علمدار
گیریم که دست و علم و مشک بیفتد
برخیز فدای سرت انگار نه انگار
@Glorious_poem
#فاضل_نظری
نهم محرم #ابالفضلالعباس