eitaa logo
گمنام سرباز
228 دنبال‌کننده
5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
112 فایل
🌺برای اونایی که رفتن تا مابمونیم... تولیدات مجازی گمنام سرباز کپی مطالب کانال به شرط صلوات و دعا برای فرج 😊🌷 ارتباط با مدیر کانال 📲@Gomnamsarbaz
مشاهده در ایتا
دانلود
📸توصیه‌های امام رضا(ع) برای روزهای پایانی ماه شعبان 🌹🌹@gharar_ashghi🌹🌹
چرا از زندگی می رود ؟ ✅مشاجره ها و نزاع ها، نور باطن را خاموش میکند. بسیاری از بی حالی ها و عدم نشاط ها به جهت مشاجرات است. کم منزلی داریم که درآن پرخاش و تندی نباشد! روزی چندتا پرخاش باشد، برکات را از منزل میبرد. حتی اگر حق هم با تو بود ، در امور جزیی وشخصی مشاجره نکن ، چون کدورت می آورد. مرحوم علامه جعفری از صاحب دلی نقل کرد: در موضوعی که گمان میکردم حق با من است ،داشتم با همسرم مشاجره میکردم؛ ناگهان صورت باطنی غضبم را نشانم دادند ! بسیار کریه وزشت بود! آن صورت نزدیکم آمد و گفت : کثیف! ساکت شو! همین که متنبه شدم فورا "دست همسرم را بوسیدم و عذرخواهی" کردم. ‌‌‌🆔 @gharar_ashghi
🔰چه‌کار کنیم که حس مناجات در ما تشدید شود؟ 🔰اضطرار می‌تواند باب محبت به خدا را باز کند 🔻 آشنایی با برخی مضامین دلنشین مناجات شعبانیه(۵) 🔸 یکی از جملات بسیار توحیدی و زیبای مناجات شعبانیه در فرازهای ابتدایی این مناجات، این عبارت است: «بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی إِلَهِی» خدایا نقص من و هر منفعت و ضرری که بخواهد به من برسد، همه‌اش به‌دست تو است... 🔸 وقتی از ما بپرسند «کارها دست کیست؟» معمولاً می‌گوییم «همه‌چیز دست خداست» اما چرا این معارف توحیدی در قلب ما-آن‌طور که باید و شاید- جاری نمی‌شود که موجب اشک و مناجات و محبت شدید نسبت به خدا شود؟ چون ما معمولاً به اسباب و علل، خیلی بها می‌دهیم و نقش خدا را فراتر از اسباب و علل و فراتر از نقش خودمان، نمی‌بینیم! 🔸 بلا معمولاً یک وضعیتی را برای انسان پیش می‌آورد که او را در یک بن‌بست قرار می‌دهد و انسان یک‌دفعه‌ای احساس می‌کند، کسی را غیر از خدا ندارد، درحالی‌که ما در اوج رخاء و گشایش هم کسی را غیرخدا نداریم، ما در اوجِ هموار بودن همۀ وسایل و اسباب در کنارمان و در آستانۀ رسیدن به خواسته‌های خودمان، باز هم کسی را غیرخدا نداریم. 🔸 یک‌مقدار باید به میزان دخالت خدا در زندگی‌مان، در هر لحظه نگاه کنیم و اینکه همۀ صحنه‌ها در اطراف ما طوری طراحی شده که متناسب با امتحان‌گرفتن خدا از ما باشد. البته ما باید وظیفه‌مان را نسبت به اسباب و علل انجام بدهیم و اگر ضرری آمد دفع کنیم، یا اگر منفعتی به‌سمت ما آمد-از طرق مشروع- آن را جلب کنیم. 🔸 ما نباید نسبت به اسباب و علل، مطلقاً بی‌توجه باشیم، اما پشت سرِ این اسباب و علل و قوی‌تر از آنها، باید خدا را ببینیم. اگر این حالت در کسی پدید بیاید که فراتر از همۀ اسباب و علل، نقش خدا را ببیند و اضطرار و نیاز دائمی‌اش را به خدا باور کند، حس مناجات در او تشدید می‌شود به‌طوری که بدون بلا هم مضطرِ کمک‌گرفتن از خدا می‌شود و خیلی ملتمسانه می‌تواند با خدا مناجات کند. 🔸 این اضطرار هم قطعاً منافاتی با ادب و منافاتی با عشق و محبت نسبت به پروردگار ندارد، بلکه این اضطرار می‌تواند باب محبت را باز کند و إن‌شاءالله این اضطرار برای ما با کمی تفکر به‌دست می‌آید؛ البته اگر خود خدا کمک کند. 👤علیرضا پناهیان 🚩شرح مناجات شعبانیه - ۹۹.۱.۱۳ 🆔 @gharar_ashghi
﷽💢قـــــرار شــــبـــانــــه💢 💠بخـوان دعـای فـرج را دعـا اثـر دارد••• 💠دعا کبوتر عشق است وبال وپر دارد••• 💠بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا••• 💠از پس پرده ی غیبت به ما نظر دارد••• 🌟بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم🌟 اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ ، وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ ، وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى ، وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ؛ اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، اُولِي الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُم ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ؛ يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِياني فَاِنَّكُما كافِيانِ ، وَانْصُراني فَاِنَّكُما ناصِرانِ؛ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ ؛ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ ، اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني ، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل؛ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرين ؛ 💠و برای سلامتی 🌺حجت ابن الحسن ارواحنا فداه🌺 اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ سَّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا ؛ 🌟اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ🌟
درسمت توأم دلم باران ، دستم باران، دهانم باران، چشمم باران روزم را با "بندگی" تو پاگشا می کنم هر اذانی که می وزد ، پنجرها باز می شوند یاد تو کوران می کند هراسم تو را که صدا می زنم ، ماه در دهانم هزار تکه می شود کاش من همه بودم با همه دهانها تو را صدا میزدم کفش های " ماه" را به پا کرده ام دوباره عازم توأم زندگی با توست زندگی همین حالاست . . . ❤️عاشقان پنجره باز است اذان میگویند❤️ 🆔 @gharar_ashghi
✨🌸✨ گل نرگس نظری کن که جهان بیتاب است روز و شب چشم همه منتظر ارباب است... مهدی فاطمه پس کی به جهان می تابی؟ نور زیبای تو یک جلوه‌ای از محراب است 💚الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج💚 ❤️السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ فِى أَرْضِهِ ،❤️ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللّٰهِ فِى خَلْقِهِ ❤️، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ الَّذِى يَهْتَدِى بِهِ الْمُهْتَدُونَ،وَيُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ ،❤️ 🆔 @gharar_ashghi
دعای مادرم تاثیر کرده مسیر زندگیم تغییر کرده تویی که از همه بهتر هستی رفیق اول و آخر هستی به یاد تو هر دقیقه م حسین قدیمی ترین رفیقم حسین اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ 🆔 @gharar_ashghi
💚شرط عاقبت بخیری از نگاه دو سپهبد 💛شهید صیاد شیرازی و شهید سلیمانی ! 🌹🌹@gharar_ashghi🌹🌹
7.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ملاقات با امام زمان علیه السلام سید عبدالکریم کفاش 🌹🌹@gharar_ashghi🌹🌹
نوجواني به تنهايي چند عراقي را اسير كرد. در راه جبهه با نوجوان زرنگي آشنا شدم، به يك گردان منتقل شديم، هر روز علاقه‌مان به هم بيشتر مي‌شد، در شب عمليات ما اولين محور بوديم كه با عراقي‌ها درگير شديم و پيش رفتيم تا اين كه زمان استراحت دادند. من دنبال دوست كوچكم ( رضايي) گشتم، همه همان ساعت اوليه او را ديده بودند، بسيار پريشان شدم. در همين حال يكي از بچّه‌ها فرياد زد: 7 ، 8 عراقي به اين سمت مي‌آيند، گويا مي‌خواهند تسليم شوند. با دوربين آن‌ها را مي‌پاييدم تا كلكي در كار نباشد. نزديك ما رسيدند، ديدم رضايي خودمان است. گفتم كجا بودي؟ گفت: در حال جنگيدن. اين‌ها را چه طور اسير كردي؟ با خنده و خيلي بي‌ريا گفت: با قوه الهي. اوائل شروع عمليات راه را گم كردم نمي‌دانستم كجا بروم، خيلي راه رفتم و در جايي پناه گرفتم، مدّتي نشستم تا اين كه ديدم چند نفر به طرف من مي‌آيند، همه وحشت‌زده بودند، اسلحه هم نداشتند فهميدم عراقي هستند، ديدم حالا بهترين لحظه براي امتحانم نزد خداست، اسلحه را حاضر كردم، دو قدمي من كه رسيدند فرمان ايست دادم. مثل برق گرفته‌ها سر جا خشكشان زد چند لحظه حيرت‌زده نگاه كردند. فرمان عقب‌گرد دادم… ديدم يكي از برادران با عراقي‌ها عربي حرف مي‌زند. پرسيدم: جريان چيه؟ يكي از عراقي‌ها گفت: به اين بچّه كه ما را اسير كرده نگاه كن! به قدر يك بازوي ما نيست. به او گفتم كه قدّش را نگاه نكن. سينه‌اش را بگو كه دريا است و دل شير در آن خانه دارد. ماخذ: روزنامه جمهوري، 1380/3/29- صفحه: 13 عنوان داستان: جهاد ص 348 الي 49 @gharar_ashghi
📒نام اثر: پیامبران وقصه هایشان / قصه حضرت نوح🛳 👤نویسنده: حسین فتاحی ♦️گروه سنی :۶ تا ۱۰ ساله ها 🔗ناشر: قدیانی/کتاب های بنفشه 🔸منبع : سایت کتابخانه ملی کودکان ونوجوانان 🔅فایل پی دی اف قصه حضرت نوح را از 👇🏽دانلود نمایید🔅 مارا به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇👇👇👇👇 🌹🌹@gharar_ashghi🌹🌹