eitaa logo
نارنجی‌خستهٔ‌اضافی
179 دنبال‌کننده
47 عکس
2 ویدیو
0 فایل
خبرای خوب، همیشه تو راهن. آهنگ بفرست برام @limo_hh55 https://abzarek.ir/service-p/msg/4955284
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز که از خواب بیدار شدم، بهتر می‌دانستم که چرا ترسیده‌ام. پلک نزن لیلی، پلک نزن. آن درختی که زیرش نشسته بودیم و شعر می‌خواندیم رو به‌یاد داری؟ من نیما می‌خواندم و تو فروغ. صفحه‌ها را ورق می‌زدیم و گاه هم از حفظ می‌خواندیم. روزهای زیادی گذشته ولی هنوز خرده‌چیزهایی به‌یاد دارم‌. نترس لیلی، حتی ذره‌ای. خودت را توی آیینه دیده‌ای؟ زیر چشمانت گود افتاده. شبیه همان گودالی که مدتی‌پیش‌ها تویش دراز کشیدی. گفتی به‌نظرت مرگ چه‌شکلی‌است؟ من چیزی نگفتم. تو اما تا صبح حرف زدی و اشک ریختی. تو گفتی که مرگ زشت و کریح است. سایه می‌اندازد و امید را خفه می‌کند. تو گفتی از چیزهایی که سایه می‌اندازند بدت می‌اید. اما ساعت‌ها زیر درخت‌ها می‌نشستی. یادت هست؟ من سوال‌ها توی سرم بود، از اینکه چرا چیزی را که دوست نداری عامدانه در‌آغوش می‌کشی؟ هیچ‌وقت اما نپرسیدم. به‌نظر می‌رسید جواب همه‌ی سوال‌ها را می‌دانی. من اما ترسیدم. تو نترس لیلی. فکر کنم برای همین است که مردی. تو خیلی‌وقت است که مردی. پلک نزن لیلی، تو خیلی‌وقت است که زیر سایه‌ی مرگ مرده‌ای. لیلی، صدایم را می‌شنوی؟