هدایت شده از مَـوّاجـ...؛
میان خودمان باشد...
از خودم هم خسته شدهام اقا؛)
یا بهتر است بگویم
بیشتر از هر زمانی از خودم، از درونم، از این من خستهام!
خندهدار است، نه؟!
که هر روز خودت به این "من" غذا دهی
خودت فربهاش کنی
اما هر روز از خودت خستهتر شوی!
خندهدار است، نه؟!
قلبت سخت در هم بیچد
برای اینکه من، خودت، جسمت را بزرگتر کردی!
خندهدار است، نه؟!
اینکه بخواهی از "مَنَت" بیشتر و بیشتر فرار کنی؟!
میدانم...گاهی خودم هم خندهام میگیرد
خندهای که از هر نالهای دردناکتر است
اخر بین خودمان باشد دیگر
انگار هر کاری که میخواهم بکنم، هر چه دارم، هر چه کردهام....برا من بوده و هست و خواهد بود!
بس است دیگر!
بیا کمک کن این بازی خندهدار را تمام کنیم!
بیا کمکم کن این "بت من" را در هم بشکنیم!
میدانم هر دفعه پررو تر از قبل به سراغت میایم
حال به هم زنتر!
اما خودت میدانی...
تنها وسیلهام
گریه است
اشک
بغض...
خودم هم از خودم خستهام
میدانم که میدانی
بیا و خودم را از دست خودم نجات ده...
مگرنه دیگر .... نمیماند...
همهاش میشود
من، من، من....
#عمار✍
متنِسبز!
اوکی ولی من مشهد میخوام...👩🏽🦯
به من یه بار اعتماد کنید و اینو دانلود کنید
روز جانباز رو به مذهبیهایی که قلبشون با ترکش حرفای مردم جانبازِ ۹۰ درصده هم تبریک میگم...
موهای خرمایی و چشمانی کشیدهی قهوهایات هوش و حواسم را گرفته است. احساس میکنم تو هم به من فکر میکنی... آن موقع را که نگاهت به نگاهم افتاد را یادت هست؟ برق نگاهم را دیدی؟
اما من نباید به تو فکر کنم... ما کیلومترها با هم فاصله داریم. منِ ریشویِ تسبیح به دست را چه به دخترِ مو پریشانِ بیدین؟ من آرزویم یک دختر سر به زیر با چادر مشکی بود؛ نه دختری با خط چشم یک متری مشکی! انگار خدا از دعاهایم فقط قسمت مشکیاش را فهمیده و مهر تو را بر دلم انداخته!
میخواهم فراموشت کنم؛ نمیشود. میخواهم به ازدواج با تو فکر کنم؛ نمیشود. میخواهم کاری کنم که تغییر کنی؛ نمیشود. دیگر انگار هیچی نمیشود. فقط من ماندهام با یک عالمه بنبست.
همان که من را عاشقت کرد باید این عشق را عاقبت به خیر کند. خدا کمکمان کند ثنا... خدا کمکمان کند. _آقای حسین فر حواستون به کلاس هست؟
_بله، ببخشید.
میبینی دختر جنوب؟ میبینی با من چه کردهای؟
" آرام... به آرامـــش خلـــوت فــرو رفتـــــم
من بازهم تنها شـــدم به فکـــر او رفتــــم"
_اِلآی وصالی
#متن_سبز