eitaa logo
متنِ‌سبز!
593 دنبال‌کننده
770 عکس
43 ویدیو
0 فایل
بخون عزیز من، برای تو نوشتم. آره، خودِ خود تو! دارم روحم رو براتون مکتوب می‌کنم:) کپی؟ متن ها فور بقیه‌ آزاد. شنوام @elay_13
مشاهده در ایتا
دانلود
متنِ‌سبز!
امروز ۲۹ شهریور(وای نه تابستون تموم شد😭) مهمون اومد. دوبار یه عالمه ظرف شستم. پفیلا خوردم. سعی کردم
امروز ۳۰ شهریور. رفتیم جشن شکوفه‌ها. از نیکا چهارهزارتا عکس گرفتم. راننده اسنپ خانوم بود. درد خاصی نداشتم. معلوم شد قطعا نمی‌رم تهران. حتی یه صفحه‌ هم کتاب نخوندم. کل خونه رو جارو کردم. فلافل خریدم. احساس ناامیدی کردم. به این فکر کردم که اگه نخودچی بودم بدرد بخورتر بودم. ظرف شستم. با یه آقای خیلی بداخلاق تقریبا دعوام شد. فهمیدم واقعا کینه‌ایم. با تموم وجودم دلم خواست حداقل پنج روز مونده بود تا شروع مدرسه که من یکم آماده دیدن اون همه آدم جدید بشم. و از اون خنده‌هایی که دلت درد بگیره هم کردم.
زندگی من همینه. اوج خوشحالی من توی تنها بودنمه. بهترین ورژنمو فقط خودم دیدم. این چند شب که خوابم نمی‌بره لطفیه که بدنم بهم کرده. انگار فهمیده من از این شدت پیش غریبه بودن خسته شدم. می‌خوام تنها باشم. می‌خوام سومین لیوان چایی‌م توی بیست دقیقه رو بخورم بدون اینکه کسی دعوام کنه. می‌خوام یه فصل دیگه هم از کتابم بخونم. دور از آدما و راحت. اینجوری خوشحال‌ترم. و بدنم نمی‌ذاره شبا بخوابم. تقریبا ده روزه شبا نتونستم بخوابم چون نیاز دارم. به تنهایی نیاز دارم؛ مثل اکسیژن.
هدایت شده از اِسراء"
این انسان چیه، من نمیخوام تو این موجود لعنتی باشم
متنِ‌سبز!
امروز ۳۰ شهریور. رفتیم جشن شکوفه‌ها. از نیکا چهارهزارتا عکس گرفتم. راننده اسنپ خانوم بود. درد خاصی ن
امروز ۳۱ شهریور. ظرف شستم. سیب زمینی سرخ کردم و با نیکا خوردیم. رفتیم خرید. موهای نیکا رو بافتم. کلاسورم رو پاکسازی کردم. جامدادی‌م رو تمیز کردم. به وسایل نیکا برچسب اسم زدم. کیفش رو برای فردا بستم. روز خوبی بود. برعکس چند روز قبل. چون بیشتر توی خونه بودم و مهمونی بازی نداشتیم.
پاییز منهای مدرسه>>>
آقا توقع نداشتم قمیا انقدر با ادب باشن. سال پیش برای چیزایی که می‌شنیدم باید روزی ۱۰۰ تومن کفاره می‌دادم🗿
اینکه توی مدرسه تنها باشی به شدت بهتر از اینه که یکی بهت بچسبه.
من آدمی نیستم که تنها جایی بهم خوش بگذره. همیشه دلم دوست می‌خواد. از اونور اصلا حال برقرار کردم ارتباط جدیدو ندارم و هر آدمیو می‌بینم حالم بهم می‌خوره. ترجمه: دوستای تهران رو می‌خوام.
متنِ‌سبز!
من آدمی نیستم که تنها جایی بهم خوش بگذره. همیشه دلم دوست می‌خواد. از اونور اصلا حال برقرار کردم ارتب
اومدم بنویسم دوستای قبلی دیدم دوستای قبلی‌م نیستن که. دوستای همیشگی منن. و همیشه‌ی خدا قراره دلم براشون تنگ بشه.
هر روز هزار بار خاطرات خنده دارمون رو مرور می‌کنم. و با چشمای اشکی لبخند می‌زنم. مامانمم از صد کیلومتری می‌بینه می‌گه آنه شرلی چته باز الکی می‌خندی. مامان این الکیه؟
متنِ‌سبز!
امروز ۳۱ شهریور. ظرف شستم. سیب زمینی سرخ کردم و با نیکا خوردیم. رفتیم خرید. موهای نیکا رو بافتم. کل
امروز ۱ مهر. تا ساعت ۲ شب خوابم نبرد. توی مدرسه اول برام عجیب بود که همه چادرین بعد فهمیدم چادر اجباریه. یه دختره بهم چسبیده بود و امیدوارم فردا ولم کنه چون اگه به من باشه اصلا نه روم می‌شه و نه دلم میاد باهاش بد برخورد کنم. دلم برای دوستام تنگ شد. توی تایم مدرسه کلا داشتم به این فکر می‌کردم که اگه الان مدرسه قبلیم؛ پیش دوستام بودم چقدر خوش می‌گذشت. غذا درست کردم‌. و مثل همیشه ظرف شستم. خوش نگذشت‌. اصلا‌.