6.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 شیوه جدید و عجیب گوشیقاپی در محدوده بازار تهران
👈 💢 #آیا_میدانستید؟ 💢
─┅═༅𖣔🌺𖣔༅═┅─
─┅═༅𖣔🌺𖣔༅═┅─
13.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷🍃🌷🍃🌷#علامه_حسنزاده آملی و توصیف بسیار زیبا از مرگ
#استاد_طاهرزاده:
✍️ای مرد الهی و ای حکیم ربانی ! بگو و باز هم بگو ! تا معلوم شود مرگ، «فوت» و نابودی نمیباشد بلکه «وفات» است یعنی انتقال از دنیایی به دنیای دیگری. آری! هستیم که هستیم که هستیم. و در همین رابطه رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «مَا خُلِقْتُمْ لِلْفَنَاءِ بَلْ خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ، وَ إِنَّمَا تُنْقَلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَى دَارٍ.»
از رازهای «بودن» بگو که وقتی انسان به هستی خود نظر کند بیکرانکی و ابدیبودن خود را هماکنون احساس مینماید.
پس باز هم بگو! زیرا شما تازه بعد از رحلت تان متولد شده اید. زیرا «ای بسا شاعر که بعد از مرگ زاد»
⭕️ چند نفری که در جستجوی آرامش و رضایت درون بودند نزد استاد رفتند و از او پرسیدند:
استاد شما همیشه یک لبخند روی لبت است و به نظر ما خیلی ارام و خشنود به نظر میرسی
لطفا به ما بگو که راز خشنودی شما چیست؟
استاد گفت:بسیار ساده
من زمانی که دراز میکشم،دراز میکشم.
زمانی که راه میروم ، راه میروم.زمانی که غذا میخورم،غذا میخورم.
آن چند نفر عصبانی شدند و فکر کردند که استاد آنها را جدی نگرفته به او گفتند که تمام این کارها را ما هم انجام میدهیم,پس چرا خشنود نیستیم و آرامش نداریم؟
💢 استاد به آنها گفت:
زیرا زمانی که شما دراز میکشید به این فکر میکنید که باید بلند شوید ،زمانی که بلند شدید به این فکر میکنید که باید کجا بروید،زمانی که دارید میروید به این فکر میکنید که چه غذایی بخورید.
فکر شما همیشه در جای دیگر است و نه در آنجایی که شما هستید به این علت است که از لحظه هاتان،لذت واقعی نمیبرید.زیرا همیشه در جای دیگر سیر میکنید و حس میکنید زندگی نکرده اید و یا نمی کنید.
#نیروی_حال
#فَاقتَنِم_فُرصَةَ_بَینَ_العَدَمَینِ
🌸🌸🌸
1 (74).mp3
2.22M
🍃 مستاجر
حکایتی بسیار شنیدنی و جذاب از تشرف سید کریم پینه دوز به محضر امام عصر (علیه السلام)
🌟 مرحوم آیتالله #مجتهدی_تهرانی
fetrat-mobile-13991007.pdf
3.29M
کتاب «فطرت»
(مطالعه با گوشی)
تقریرات جلسات
استاد محترم علیپور مرندی
3 مگابایت | 852 صفحه | PDF
ــــــــــــــــــ #معرفی_کتاب
🎯 تاثیر جملات در روابط
ﺧﻮﺏ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻗﻠﺐ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و کلید ورود به قلبهاست.
برای بهتر صحبت کردن و تاثیر بیشتر بر دیگران، ما میتوانیم از کلماتی بهره ببریم که اطرافیانمان هم از بودن در کنار ما لذت ببرند
لیست تعدادی از جملات و کلمات پرکاربرد که با تغییر آنها حس بهتری به زندگی خواهیم داد را بخوانید و تمرین کنید و به دیگران هم هدیه کنید:
●ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺰﺍﺣﻤﺘوﻥ ﺷﺪﻡ = از ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﺪ ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ
●ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻡ = در ﻓﺮﺻﺘﻰ ﻣﻨﺎﺳﺐ بررسی می کنم
● خدافظ، بای = خدا نگهدار شما
●سراغتو می گرفتم = جویای احوالتون بودم
●ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ = ﺭﺍﺳﺖ میگین؟
● ﺧﺪﺍ ﺑﺪ ﻧﺪﻩ = ﺧﺪﺍ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﺪﻩ
● ﻗﺎﺑﻞ ﻧﺪﺍﺭﻩ = ﻫﺪﯾﻪ ﺍﻯ ناقابل ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ
● ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻡ = ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﺮﺩﻡ
● ﺯﺷﺘﻪ = مورد پسند من نیست
● ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ = عالیم خدارو شکر
● ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻦ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﻩ = ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ
● در این موضوع دخالت نکنید = اگر اجازه بدید من به تنهایی این کار رو انجام بدم
● دنبال یه مورد ارزونتر میگردم = دنبال موردی هستم که مقرون به صرفه باشه
● ﭼﺮﺍ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﻴﻜﻨﻰ؟! = ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﭼﻪ ﻟﺬﺗﯽ ﻣﯽﺑﺮﯼ؟
● ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ = ﺷﺎﺩ ﻭ ﭘﺮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﺎﺷﯽ
● من البته کوچکتر از اونی هستم که نظر بدم اما... = تسلط شما بسیار زیاده روی کار من از دید خودم یک موضوعی رو مطرح می کنم اگر صلاح میدونید..
● ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ، ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ = با سلیقه من جور نیست
● به نظرم اصلاً خوب نیست = به نظرم جای کار بیشتری داره
● ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ = ﺁﺳﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ
● مشکلی هست= یک مسأله ای هست
● چه کمکی میتونم بکنم؟ =چه خدمتی ازمن ساخته است؟
● ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺘﻢ = ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ
● من نمیدونم= کمی زمان نیاز دارم تا پاسخش را پیدا کنم
●ﺟﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﻟﺒﻢ ﺭﺳﯿﺪ = ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﻮﺩ
● چرا به بقیه بیشتر از من حقوق میدید؟ = میشه منو راهنمایی کنید که حقوق دریافتی خودم را چطوری افزایش بدم؟ و سود بیشتری به شرکت برسونم؟
● حقوق من به اندازه کاری که میکنم نیست = چه پیشنهادی دارید برای این که بتونم ضمن سود رسوندن به شرکت، درآمد خودم رو هم افزایش بدم؟
● ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ =ﺧﻮﺩﻡ ﺣﻠﺶ ﻣﯽﮐﻨﻢ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔆 #پندانه
علامه جعفری و بازی کودکانه
✍ روزی طلبه فلسفهخوانی نزد من آمد تا برخی سوال بپرسد. ديدم جوان مستعدی است كه استاد خوبی نداشته است.
❓ ذهن نقاد و سوالات بديعی داشت كه بیپاسخ مانده بود. پاسخها را كه میشنيد، مثل تشنهای بود كه آب خنکی يافته باشد.
✅ خواهش كرد برايش درسی بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند.
😑 چندی كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتی يافته بودم كه برايش خطر داشت.
🤔 هرچه كردم، اين حالت در او كاسته نشد. میدانستم اين شيفتگی، به استقلال فكرش صدمه میزند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قربانی استقلال ضميرش كنم.
☺️ روزی كه قرار بود برای درس بيايد، در خانه را نيمهباز گذاشتم. دوچرخه فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازی و حركات كودكانه كردم.
🤯 ديدمش كه سر ساعت آمد. از كنار در، دقايقی با شگفتی مرا نگريست. با هيجان، بازی را ادامه دادم. در نظرش شكستم. راهش را كشيد و بی يک كلمه، رفت كه رفت.
🤲🏻 اينجا كه رسيد، مرحوم علامه جعفری با آن همه خدمات فكری و فرهنگی به اسلام، گفت:
برای آخرتم به معدودی از اعمالم، اميد دارم. يكی همين دوچرخهبازی آن روز است!
🧠 درس استاد آن شب آن بود كه دنبال آدمهای بزرگ بگرديد و سعی كنيد دركشان كرده و از وجودشان توشه برگيريد اما مريد و واله كسی نشويد.
👈 شما انسانيد و ارزشتان به ادراک و استقلال عقلتان است. عقلتان را تعطيل و تسليم كسی نكنيد. آدم كسی نشويد، هر چقدر هم طرف بزرگ باشد.