اگه من دیگه براتون رمان گذاشتم نامردا...😂
حالا یکمم جون کندید، یکمم دق مرگ شدید ازین همه صبر، مگه چیشد؟😂
☕️ #Sakura | @Green_Text
درود بر تو.
الان دیگه مقدمات کار آماده شد. 🤝
ولی جدی حتی حال و هوای خودمم همچینه. دلم نمیاد امید سبز تموم شه...
☕️ #Sakura | @Green_Text
صندوق پستی سبزنوشته
درود بر تو. الان دیگه مقدمات کار آماده شد. 🤝 ولی جدی حتی حال و هوای خودمم همچینه. دلم نمیاد امید سبز
کونیکو : الکی میگه خودش از همه خوشحال تره تموم شد داره با کله کچلش گردو میشکنه
ساکورا: لنتی من الان تو اوج حس نسبت به امید سبز بودم این چه سمیه احوالاتمو قاطی کردی..🤣
خب اوکی الان بجای اینکه من شما رو دلداری بدم شما باید منو دلداری بدید حالم خرابه..:)
چه حس غریبی داره تموم شدنش.
حس می کنم یه بخشی از وجودم به پایان رسید.
وای روزم ساخته شد..🤣
همونجوری که بدون چشم و با یه دست فهمید یوکا نزدیکشونه و باهاش مبارزه کرد و از روی مبارزه اش فهمید که یوکاست و حتی فهمید یچیزیش شده؟
گودرت یوکا رو دست کم نگیر.
کونیکو: اره میدونم خیلی بچه ماهیه نیاط نیست بگی😔🤝✨
☕️ #Sakura | @Green_Text
درکل روند داستان اینگونه بود که هرچی آسیب روحی روانی توی داستان بود رو ریختم سر یوکا و یوکو،
آسیب های جسمی رو ریختم سر یوتا.😂
ولی جالبه بدونی قرار نبود یوکا و یوکو هم زخمی بشن.
به اصرار فراوان دو عزیزی که این شخصیتا رو از روشون اقتباس کردم اونا رو هم زدم داغون کردم. (خصوصا منبع الهام یوکا که پدرمو درآورد انقدر تو گوشم خوند.)
کونیکو: کار خوبی کردم بازم میکنم تازه کم هم کردم
☕️ #Sakura | @Green_Text
ان شاء الله توهم می نویسی.
آره حتما بازم می نویسم، و ان شاء الله از یه روزی دیگه لازم نیست از توی گوشی داستانامو بخونید. کتابشو می خرید. ✨
☕️ #Sakura | @Green_Text
واقعا ناکام، خیلی گناه داشت. الان خودم از دست خودم دلگیر شدم که چرا انقدر ظلم کردم در حقش.
میدوریکاوا.
کونیکو: نه داداش راحت باش میخوای اصلا کلا پایان رو بهم بزن کاری کن اینا همش یه کابوس بوده باشه و اب از اب تکون نخورده همه هم با خوبی خوشی دارن زندگی میکنن😐من میگم تلفات کم دادی میگه چرا تلفات دادم
☕️ #Sakura | @Green_Text