قبول دارم. واقعا جای کار دارن. خیلی وقتا تند و سرسری جمله بندی میکنم.
اون تصویر برای شروع داستان نیست، درواقع حکم جلد کتاب رو نداره. من معمولا برای هرقسمت از داستانهام، یه تصویر مرتبط میذارم. متاسفانه برای نشان پلیس تصویری بهتر ازین پیدا نکردم. خودمم قبول دارم که چندان جالب نیست.
معنای 'فریب دروغین' با 'دروغگوی قلابی' باهم فرق دارن. اگه چیزی با همون معنا پیدا کردی پذیرا هستم. ولی این نام معنای زیادی پشتش داره و یجورایی به هسته داستان مربوطه.
☕️ #Sakura | @Green_Text
سناریوی جالبی بود. تخیل خوبی داری.
اما فقط یه سناریو بود.
از سرنخ های داخل داستان به هیچ وجه استفاده نکردی.
☕️ #Sakura | @Green_Text
اجازه بدید اون خوره آگاتا کریستی خودش خودشو لو بده.
☕️ #Sakura | @Green_Text
جالب بود و نکات مهمی داشت.
ازونجایی که بنظر میاد باهوش و دارای استدلال نسبتا خوبی هستی، بهت میگم:
«نظریه پردازی پیش از در اختیار داشتن کلیه ی شواهد اشتباه بزرگیست. قضاوت را مخدوش میکند.»
☕️ #Sakura | @Green_Text
خوبه که دقت میکنی.
ترس برای همون لحظه ایه که جسد رو میبینه. اما وقتی مدتی از اون بگذره، ترس به وسیله افکارش جای خودشو با اضطراب عوض میکنه.
☕️ #Sakura | @Green_Text
من همیشه همه جور کاراکتری خلق میکنم. مگه برای ساختن یک کاراکتر باید شبیه اون بود؟ مهم شناخت ابعاد شخصیتی متفاوت انسانهاست، و چیزی که دورمون زیاده آدمه.
☕️ #Sakura | @Green_Text
کنجکاو تر شدم.
از حرفات بنظر میاد از من شناختی نداری. برام جالبه که فردی با شناخت اندک، چه نصیحتی میتونه برام باشه. دوست دارم بشنومش.
نه، من هیچوقت نمیذارم احساسات بجای من تصمیم بگیرند یا عمل کنند.
☕️ #Sakura | @Green_Text
من شناختن رو صرف دونستن نام و داشتن اطلاعات مختصر از افراد نمیدونم.
نمیدونم تو شناختن رو چی میدونی.
البته این مشکل تو نیست؛ تقریبا هیچکس منو نمیشناسه.
☕️ #Sakura | @Green_Text