eitaa logo
سبزنوشته‍┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
674 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
451 ویدیو
3 فایل
﷽ «و گاهی بهتر است حرف ها به زبان قلم درآیند...»🪴 ࣬ صندوق پستی‌مون: @Green_Text_Chatroom کانال تقدیمی ها: @Green_Text2 ‌‌─ ⋅⋅ ─ ⋅⋅ ─ ⋅ ⊹ ⋅ ─ ⋅⋅ ─ ⋅⋅ ─ •هرگونه کپی مطالب ممنوع و حرام می‌باشد!
مشاهده در ایتا
دانلود
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
التماست می کنم بیشتر بمون علی غریبه . . . :) 💔 🌾 | @MAH_Text
ای کاش بفهمم چطور میتونید انقدر راحت یه نفرو نادیده بگیرید، من خودم دلم میشکنه وقتی یه نفرو بلاک میکنم 🦢 | @MAH_Text
روی نیمکت خودمون تو کلاس نشستیم که گفت: شکسته! لبخند تلخی زد و گفت: درست مثل قلب من بعد اون. 🦢 | @MAH_Text
ای کاش میشد به همون راحتی که وابسته آدما میشیم ازشون دل بکنیم. 🦢 | @MAH_Text
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 جمعه سیاه درباره جمعه سیاه چقدر می دونید!؟ ☕️ | @MAH_Text
در کلاس درس امروز دانش‌آموزان مشغول بحث درباره روش های ابرار علاقه بودند. هدیه دادن، بغل کردن، اهمیت دادن، ...، هریک موردی را نام میبرد تا وقتیکه دانش‌آموزی که تا آن لحظه ساکت مانده بود، داستانی را تعریف کرد: زوجی که هردو زیست‌شناس بودند برای تحقیقاتی به جنگل های بارانی رفته بودند؛ در مسیری به ببری برخورد میکنند و هردو ساکت سرجایشان میخکوب می‌شوند. هیچ یک کوچکترین حرکتی نمیکرد. هر زیست‌شناسی میداند، اگر شروع به حرکت و فرار کند در یه لحظه لقمه دهان ببر بزرگ میشود که حال مقابل آنها میغرید و دندان های تیزش را به رخ میکشید. ناگهان مرد به جهت مخالف دوید و ببر نیز به دنبالش. مرد تا چند لحظه بعد که صدای فریادهایش جان از جان همسرش بگیرد پنج کلمه را فریاد زد: به پسرمان بگو، دوستش دارم! در همین لحظه اشک از چشمان پسر می چکید. پسر گفت: بنظر من مرد، به هیچ روشی بهتر از فدا کردن جانش، نتوانست عشقش را به من و مادرم ابراز کند! 🦢 | @MAH_Text
گفت :«تسلیم نشدن فقط اون قسمتِ با درد ادامه دادنش سخته؛» چاییش رو هورت کشید و ادامه داد: «و البته همونم کل ماجراست.» 🦢 | @MAH_Text
همه از وقتی که چشم باز می‌کنند دچار تبعیض میشن هیچ وقت تمومی نداره چون دنیا عادلانه نیست ولی باید دووم بیاری باید قوی باشی و تحمل کنی مهم نیست چقدر دردناکه باید با وجودش زندگی کنی! 🦢 | @MAH_Text
زخم‌های روی بدن در نهایت بهبود می‌یابند با این حال زخم‌های روی قلب در آینده به درد ادامه خواهند داد. 🦢 | @MAH_Text
می‌دونی من همیشه فکر کردم گل‌ها زیبا هستند... چون همه تلاششون رو می‌کنند تو توی زمان کمی که دارن غنچه کنن. ما هم همینطور هستیم نه؟ بیا همه تلاشمون رو بکنیم تا توی زمان کمی که داریم زندگی زیبایی داشته باشیم! 🦢 | @MAH_Text
زوجی پس از ۱۱ سال صاحب فرزندی شدند و بسیار خوشحال بودند. روزی مرد درحالیکه دیرش شده بود و برای بیرون رفتن از خانه عجله داشت به همسرش گفت که در شربت دارو را بسته به آن را از روی میز سر جای خود برگرداند. زن نیز نیز صحبت او را نشنید و متعاقباً از مشغله زیاد کار را به کلی فراموش کرد. فرزند دو ساله‌شان نیز که جذب رنگ شیشه دارو شده بود آن را برداشته، همه محتویات آن را خورده بود و چند ساعت بعد دچار مسمومیت شدید گشته و متأسفانه از دست رفت. او که تنها فرزندش را آن لحظه به خاطر بی‌غفلتی از دست داده بود و نگران از رویارویی با همسرش بود روی صندلی در سالن انتظار نشسته و ناخن های خود را می جوید. وقتی همسرش وارد بیمارستان شد و او را دید فقط سه کلمه به او گفت؛ فکر می‌کنید آن سه کلمه چه بودند؟ او گفت: دوستت دارم عزیزم. او میتوانست به جای این کلمات مهرآمیز برای تسکین درد همسرش با او دعوا کند و او را برای بی دقتی اش که به مرگ فرزندشان منجر شده بود سرزنش کند اما، فقط همین سه کلمه را گفت، و او را به آغوش کشید:) 🦢 | @MAH_Text
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلّا را فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی ست به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را بدم گفتیّ و خرسندم، عفاک الله نکو گفتی جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند جوانان سعادتمند پند پیر دانا را حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را غزل گفتیّ و دُر سفتی بیا و خوش بخوان حافظ که بر نظم تو افشاند فلک عِقد ثریّا را غزلیات حافظ شیرازی 🦢 | @MAH_Text