eitaa logo
سبزنوشته‍┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
675 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
451 ویدیو
3 فایل
﷽ «و گاهی بهتر است حرف ها به زبان قلم درآیند...»🪴 ࣬ صندوق پستی‌مون: @Green_Text_Chatroom کانال تقدیمی ها: @Green_Text2 ‌‌─ ⋅⋅ ─ ⋅⋅ ─ ⋅ ⊹ ⋅ ─ ⋅⋅ ─ ⋅⋅ ─ •هرگونه کپی مطالب ممنوع و حرام می‌باشد!
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتم : از دیوانگی زلفش بگیرم! عشق گفت : لایق این حلقه ی زنجیر هر دیوانه نیست :) 🌾 | @MAH_Text
عشق بر یک فرش بنشاند گدا و شاه را سیل یکسان می کند پست و بلند راه را 🌾 | @MAH_Text
«هلک الناس تسویف» کار امروز را به فردا انداختن، مردم را هلاک کرده است... ☕️ | @MAH_Text
- 𝓣𝓲𝓽𝓵𝓮: Green hope / امید سبز - 𝓝𝓾𝓶𝓫𝓮𝓻 𝓸𝓯 𝓹𝓪𝓻𝓽: 35 ☕️ | @MAH_Text
سبزنوشته‍┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
- 𝓣𝓲𝓽𝓵𝓮: Green hope / امید سبز - 𝓝𝓾𝓶𝓫𝓮𝓻 𝓸𝓯 𝓹𝓪𝓻𝓽: 35 #Green_hope ☕️ #Sakura | @MAH_Text
"امید سبز" (قسمت سی و پنجم) یوکا - بهتر است دیگر این برادر را به نام واقعی اش صدا کنیم - دستمال روی پیشانی یوکو را برداشت، آن را داخل آب سرد برد و آبش را چکاند و مجددا روی پیشانی یوکو گذاشت. - من کجام؟ - همونجایی که وقتی یوتا نزدیک بود بمیره، تظاهر کردم که کشتمش، و با خودم بردمش و نجاتش دادم. - می تونستی بهم بگی یوکا... می تونستی بگی تا انقدر داغون نشم... - متاسفم. زمانی برای اینکار نبود، و اگه بی احتیاطی می کردم لو می رفتم. یوکو چشم غره ای به برادرش رفت و به اطراف چشم دوخت. - یوتا کجاست؟ - جایی که منم باید الان اونجا باشم. - میشه بجای این بامزه بازی ها درست حرف بزنی؟ یوکا زد زیر خنده و با چشمان پر شیطنتی به خواهرش چشم دوخت. - داریم اینجا رو، کشور رو پس می گیریم. یوکو لبخندی زد. - پس منم باید الان کنار برادرم بجنگم، نه اینکه اینجا باشم. - تو بهتره بیشتر استراحت کنی که باز غش نکنی بیوفتی رو دستم. یوکا توانست قبل از آنکه یوکو بتواند او را بزند، بگریزد. یوکا از درون خوشحال بود، پس از مدت ها می توانست خودش باشد و شیطنت هایش را روی عزیزانش خالی کند. (یک روز قبل) یوتا پس از آنکه مطمئن شد یوکا در زیرزمین مخفی حواسش به یوکو هست، دست به کار شد. به حرف های یوکا که به او گوشزد می کرد که هنوز بدنش در اثر سم ضعیف است و باید بیشتر مراقب خودش باشد، بی اعتنا بود و با گفتن: «من خوبم» یوکا را ساکت کرده بود. پادشاه به زیرزمین رفته بود؛ به جایی که تنها یادگاری ها از پادشاهی قبلی و همسر مرحومش را پنهان کرده بود. بی خبر از آنکه کس دیگری هم در آنجا منتظرش بود. صدای بیرون کشیدن شمشیر از غلاف را که شنید، به درنگ در صندوقچه را بست و برگشت و پشتش را نگاه کرد. - ت...تو... شوالیه سیاه! می دونستم نباید به حرف پسر بی عرضه ام که گفته بود کار تورو تموم کرده نباید اعتماد می کردم. یوتا کلاه گیس مشکی را از روی سرش کند و موهای سفیدش در نور کم سوی فانوس نمایان شد. - من وارث اصلی این تاج و تخت هستم! خودتو خسته نکن، قصر در محاصره ماست. ☕️ | @MAH_Text
نظرتون راجب داستان "امید سبز" و دیگر فعالیت های کانال چیه؟ https://daigo.ir/pm/bcR72d جواب ناشناس هاتون رو در اینجا ببینید.
روز این دانشجوهایی که دانشجو حسابشون نمی کنن مبارک. 😂🤝
یادمون باشه کلمات بار دارن‌؛ و گاهی بارشون خیلی زیاد تر از چیزیه که بتونیم تصورش کنیم. ☕️ | @MAH_Text
این ذات انسانه که تو هر شرایطی که باشه بازم شرایط مطلوب و دلخواهش اونیه که نداره..! 🍀 | @MAH_Text
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاری که اضطراب باهامون می کنه؛ به گفته ابن سینا. ☕️ | @MAH_Text