eitaa logo
سبزنوشته‍┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
680 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
446 ویدیو
3 فایل
﷽ «و گاهی بهتر است حرف ها به زبان قلم درآیند...»🪴 ࣬ صندوق پستی‌مون: @Green_Text_Chatroom کانال تقدیمی ها: @Green_Text2 ‌‌─ ⋅⋅ ─ ⋅⋅ ─ ⋅ ⊹ ⋅ ─ ⋅⋅ ─ ⋅⋅ ─ •هرگونه کپی مطالب ممنوع و حرام می‌باشد!
مشاهده در ایتا
دانلود
-{ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ }- پس کدامین یک از نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟! -سوره مبارکه الرحمن 🌱 🌑 | @Green_Text
با اهل درد شرحِ غم خود نمی‌کنم تقدیرِ غُصۀ دلِ من ناشنیدن است... -امین 🌑 | @Green_Text
هدایت شده از ایتا توییت
وقتی شخص اول مملکت میگه کشور درحال پیشرفت است؛ به خودم اجازه نمیدم ناامید بشم. با توکل بر خدا تلاش میکنیم و پدر دشمن رو درمیاریم! ✍محمدحسین چاووشی ‌@Twitter_eita [عضویت]
هدایت شده از ایتا توییت
میگفت کسی به سرباز فکر نمیکنه تا وقتی دشمن برسه پشت دروازه‌های شهر ✍سئوتا ‌@Twitter_eita [عضویت]
از وقت خوابت گذشته و تو هنوز بیداری: 🍀 | @Green_Text
چرا هرچی سنگه برای شیشه های قلبه؟ بُرشی از " ـــــــــــــــﮩ٨ـ" ❤️‍🩹 🌑 | @Green_Text
شاید همه چیز از دور قشنگ است... نکند آسمان هم؟ ُرشی از " ـــــــــــــــﮩ٨ـ" ❤️‍🩹 🌑 | @Green_Text
امیدوارم روزی که به اشتباه تون پی می برید و تصمیم به اصلاح می گیرید "دیگه خیلی دیر " نباشه! 🙃🥀 🌑 | @Green_Text
جان هر زنده دلی زنده بجانی دگرست سخن اهل حقیقت ز زبانی دگرست خیمه از دایره ی کون و مکان بیرون زن زانک بالاتر ازین هر دو مکانی دگرست در چمن هست بسی لاله سیراب ولی ترک مه روی من از خانه ی خانی دگرست راستی راز لطافت چو روان می گردی گوئیا سرو روان تو روانی دگرست عاشقان را نبود نام و نشانی پیدا زانکه این طایفه را نام و نشانی دگرست یک زمانم بخدا بخش و ملامت کم گوی کاین جگر سوخته موقوف زمانی دگرست تو نه مرد قدح و درد مغانی خواجو خون دل نوش که آن لعل زکانی دگرست -خواجوی کرمانی- 🌑 | @Green_Text
نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست کان کسی نیست که هرلحظه دلش پیش کسیست تو کجا صید من سوخته خرمن باشی که شنیدست عقابی که شکار مگسیست نه من دلشده دارم هوس رویت و بس هر کرا هست سری در سر او هم هوسیست از دل ما نشود یاد تو خالی نفسی حاصل از عمر گرانمایهٔ ما خود نفسیست تو نه آنی که شوی یک نفس از چشمم دور کانکه او هر نفسی بر سر آبیست خسیست دمبدم محترز از سیل سرشکم می‌باش زانکه هر قطره‌ئی از چشمهٔ چشمم ارسیست چون گرفتار توام دام دگر حاجت نیست چه روی در پی مرغی که اسیر قفسیست بت محمول مرا خواب ندانم چون برد زانکه در هر طرفش ناله و بانگ جرسیست کمترین بنده درگاه تو گفتم خواجوست گفت گو بگذر از این در که مرا بنده یکیست -خواجوی کرمانی- 🌑 | @Green_Text