قهوهٔ سبز؛
---
ای دل، نگفتمت که به چشمش نظر مکن
کز غم، چنان شوی که نبینی بخواب، خواب!
قهوهٔ سبز؛
---
كدام نشانه دویده است از تو در تن من؟
كه ذرههای وجودم تو را كه میبینند،
به رقص میآیند
سرود میخوانند...
اینجوریه که من واسه کسی دلتنگم، و میخوام باش حرف بزنم... که خودش منتظر یکی دیگس و از نبود اون ناراحته.