وقتی احساس دوست داشتنی بودن و با ارزش بودن رااز کسی بگیریم،آن فرد به سمت نابود کردن تمام احساسهای خوبش قدم برمیدارد. آن شخص کم کم به خودش شک میکند،بعد از مدتی خودش را دوست نخواهد داشت و دیگر به خودش رحم نمیکند و در شک و سرزنشی درونی محو میشود.
تو اگر باشی و من باشم و باران باشد
به بغل می کشمت گر چه خیابان باشد
هوس بوسه به لبهای تو وقتی آید
مشکلی نیست در آن کوچه نگهبان باشد
لب تو باشد و من باشم و ای وای خدا
گنه بوسه زدن گردن شیطان باشد
گونه ات معدن و من در پی استخراجش
نمکش حیف که در حصر نمکدان باشد
باز باران به دلم شور جوانی بخشید
"نم باران و تو" ایکاش،فراوان باشد
راستی هرچه که شد بین من و تو رازست
راز داری صفت فرد مسلمان باشد
من فقط عاشقم و هیچ ندارم ایمان
از خدا نیست نهان از تو چه پنهان باشد
یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که درکت کند
و تو را همان گونه که هستی بپذیرد،
و عاقبت در می یابی که او از همان آغاز خودت بوده ای ...!