در نیزار
پرندهای اندوهگین میخواند
گویی چیزی را به یاد آورده
که بهتر بود
فراموش کند.
هدایت شده از - الفوی خاکستری .
841.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فردا خیلی دیره)))
همین الان قشنگتره((:💗
ممنونم که هیچگاه مرا نفهمیدی، زیرا همه چیز را همین به من آموخت. ممنونم که با چنین شوری به من جفا کردی، زیرا زندگیام را همین رقم زد.
بزرگتر از احساساتت باش. این رو من از تو نمیخوام، زندگی میخواد. وگرنه احساسات مثلِ سیل تو رو از جا می کنه و می بره!
شب را بهانه می کنم
برای پرسه زدن
در کوچه های خیال
شاید بگیرد دستانت را
دستان خالی ام….