هدایت شده از سردتر از سکوت .
فروردین ؛ خب خداروشکر که یکی از دغدغه هات به پایان رسید .
دخترایی که روبیکا دارین ایشون @Afffaaaaff رو گزارش کنید اومدن پیوی یه بنده خدایی و هرچی از دهنشون در اومده به حامیم گفتن ..
عکس هم دارم اما بخواتر دلایلی نمیتونم بزارم ؛
🎼 𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯
🆔 @HAAMIM_1399
▫️ Please credit the source
▫️ لطفاً منبع را ذکر کنید
سلام حالت چطوره بانو/جناب میتونیم تو کانالم که از ایران و کره و چین و آهنگ عضو شید قول میدم پشیمونتون نکنم این کانال دختر ۱۱ سالس عضو شی یک دنیا خوشحالش میکنی
https://eitaa.com/rrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrf
لینک کانالمون
_
حمایت
میگم ایتا فقط ۱۰۰ نفر آخری که عضو چنل شدن رو میاره
بعد من بخوام یکی رو که اولین نفر عضو شده حذف کنم چیکار کنم؟
.⁰⁰:⁰⁰
هَرشَبهَمینموقعکِهمیشه دِلِمنپیشتوعه
ایندِلِدیوونهرو هَرشَبمیکشیپیشخودت
[ 🎧 ⇦ تـایم فـدایِ حـامـیـم 🩶 ]
𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
واحد بغلی" | part:² آیلار:وایسا دختر سلام بدم بعدش به سوالاتتم جواب میدم نازی:ببخشیدد خوب کنجکاوم چ
جییییغغغغ
دانلود یکی از این اسانسورااااا
𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
جییییغغغغ دانلود یکی از این اسانسورااااا
هلیییی تروووقووودا پارتتت بعدددددد
معلومه از این رمان هیجانیاااسسسسسس
خیلیا منو میشناسنن منن نمیتونم صبر کنم تا پارت بعددددد باید همروو یه جا بخونم😔🙏🏻
واحد بغلی" | part:³
حامیم:رسیدیم طبقهی همکف
از آسانسور خارج شدیم و واحد بغلی رفت سمت ماشین خودش که یهو برگشت رو به من
آیلار:خدافظ آقای همسایه(با لبخند)
حامیم:خدافظ خآنم همسایه😄
~
آیلار:رفتم سوار ماشین شدم و لوکیشن نازی رو باز کردم
کلید رو چرخوندمُ ماشین رو روشن کردم
یه ذره که به جلو رفتم متوجه شدم ماشین پنچر شده
پیاده شدم؛صندوق ماشین رو باز کردم و چرخ ژاپاس و آچار هارو در اوردم
جک رو گذاشتم زیر ماشین و ماشین رو بالا بردم
قالپاق چرخ رو در اوردم و پیچ چرخ هارو شل کردم
اینطوری چرخ رو میتونستم به راحتی در بیارم
و جایگزین کنم.
کارم تموم شد و داشتم چرخ رو که پنچر بود رو با آچار ها میزاشتم توی صندوق که آقای همسایه اومد بیرون
~
حامیم:رفتم نشستم تو ماشین
برام یه نوتیف اومد
رمز گوشیم رو باز کردم؛همراه اول بود🤦🏻
گوشیم رو خاموش کردم و ماشین رو روشن کردم و دکمه ی ریموت رو زدم و کرکره رفت بالا
رفتم بیرون پارکینگ و کرکره اومد پایین
منتظر وایسادم تا کرکره کاملا بیاد پایین تا بعدا مشکلی پیش نیاد
که دیدم خانوم همسایه یا آیلار خانم چرخ ماشینش رو عوض کرده
پیاده شدم رفتم اونور خیابون
سلامی دوباره خانم همسایه
ایلار:سلام آقای همسایه
حامیم:اتفاقی افتاده؟
ایلار:نه ماشین پنچر شده بود درستش کردم
حامیم:یه نگاهی به چرخ انداختم دیدم قالپاق چرخ رو هنوز جا نزده
( ایلار سرشو اورد بالا که محکم خورد به در صندوق )
ایلار:آخخخ😥
حامیم:آخ آخ حالتون خوبه؟
حواستون بیشتر به خودتون باشه دیگه
ایلار:خوبم خوبم چشم
حامیم:قالپاق چرخ رو براتون جا زدم
ایلار:مرسی
(حامیم کارتش رو که شماره نوشته بود روش رو داد)
حامیم:این کارت منِ؛اگر مشکلی پیش اومد بهم بگین کمکتون کنم
ایلار:کارت رو گرفتم
چشم مرسی از محبتتون✨
حامیم:فداتون
من باید برم خدانگهدار
ایلار:خدافظ
~
ایلار:سوار ماشین شدم و راه افتادم
[۱۷ دقیقا بعد]
نازی:سلامم آییلیییی
(هم دیگه رو بغ..ل کردن)
ایلار:سلام نازی جونمم