eitaa logo
𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
607 دنبال‌کننده
1هزار عکس
954 ویدیو
6 فایل
🎼 𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬 ━━━━━━━━━━━━ 🎵 دنیای موسیقی ملودی‌های حامیم 🎬 آخرین موزیک‌ویدیوه و اخبار جدید ✨ همراهی در مسیر هنری حامیم ━━━━━━━━━━━━ 📩 ارتباط با من: @Helma_Hha کد:331🎟 #طبق_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نام حامـے حامیمـ★ In the name of the Lord of Hamim✨ ☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆ Chanel: @MAAMIM_1399 ♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡ اصکی نرو عزیزم برخورد میکنم فور بده
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نام حامـے حامیمـ★ In the name of the Lord of Hamim✨ ☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆ Chanel: @MAAMIM_1399 ♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡ اصکی نرو عزیزم برخورد میکنم فور بده
به نام حامـے حامیمـ★ In the name of the Lord of Hamim✨ ☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆ Chanel: @MAAMIM_1399 ♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡ اصکی نرو عزیزم برخورد میکنم فور بده
اتفاق...❤️‍🔥 حامیم:خوب پس بریم خونه جانا،ارشیا،هانیه:بریم جانا:سفر کردن خسته کننده شده بود هعی ..💔 هانيه:حوصله ام سر رفته ارشیا:الان میریم خونه غر نزن جانا:داداش داداش حامیم:بله؟ جانا:گوشیم نیست حامیم:جا گذاشتی شاید؟ جانا:نمیدونم بزن بغل کیفمو بگردم شاید جا گذاشتم حامیم:باش جانا:نیستش داداش دور بزن حامیم:دور زدم رسیدیم جانا بپر پایین جانا:باشه داداشی رفتیم طبقه بالا که شهربازی بود حامیم:احتمالا جایی که نشسته بودیم گذاشتی جانا:برو اونجا رو نگاه کن که نشسته بودیم منم میرم از مسئول اینجا میپرسم ببینم گوشی ای پیدا کردن یا نه حامیم:باشه گوشیش نبود حالا خوبه تازه خریده بودما😑 بچه اس دیگه جانا:رفتم از مسئول شهربازی پرسیدم ببخشید گوشی با قاب آبی پیدا نکردین؟ مسئول:همین الان دوتا گوشی پیدا کردم یه لحظه وایسید
اتفاق...❤️‍🔥 مسئول:همین الان دوتا گوشی پیدا کردم یه لحظه وایسید جانا:بعد چند دقیقه اومدن مسئول:میشه نشونی اون گوشی ای که گم کردین رو بدین؟ جانا:قابش آبیه با طرح دریا مسئول:خوب این گوشی اون گوشی ای هست که نشونی رو دادید همینه؟ جانا:آره مسئول:رمزش.. جانا:سریع رمز گوشی رو زدم تا ببینه گوشی برای خودمه بعدش یه نگاهی کرد و یه برگه داد و گفت نشونی هایی که ازم خواستن رو بنویسم حامیم:زنگ بزنم به گوشی جانا شاید پیدا شه زینگ زینگ جانا:داداش کار داری؟ حامیم:گوشیت پیدا شد؟ جانا:آره فقط میای همونجایی که کارت گرفتیم برا بازی حامیم:باشه الان میام جانا:مرسی حامیم سریع خودش رو رسوند حامیم:چیشده؟ جانا:یه برگه هست باید پرش کنیم حامیم:باشه بدین برگه رو جانا:بفرما اینم خودکار حامیم:کل برگه رو پر کردم و دادم دست مسئول مسئول:خدانگهدار حامیم،جانا:خدانگهدار هانیه:واییییی داداش گرمههههههه چرا نمیاین😭 ارشیا:صبر کن صبر هانیه:فقط بلدی همینو بگی ارشیا:ایناها اومدن سوار ماشین شدیم و راه افتادیم رسیدیم هتل و ارشیا و هانیه اومدن تو واحدی که منو حامیم بودیم همه خسته ی کوفته افتادیم رو تخت حامیم:فردا میریم خونه .. ارشیا:داداش من واقعا خسته شدم نمیشه امشب راه بیوفتیم هانیه:میشه؟؟؟ حامیم:منم خسته ام چطوری رانندگی کنم؟ ارشیا:خودم کمکت میکنم حامیم:باشه پس امشب راه می‌افتیم جانا:از ناهارم که افتادیم😑 حامیم:برم از بیرون غذا بگیرم؟ جانا:نه بابا نون پنیر میخوریم سیر میشیم حامیم:آخه.. جانا:نذاشتم حرفشو بزنه اخه ولی نداریم حامیم:هیچ وقت نذاشتی حرفو کامل کنم جانا:میخوای بخواه نمیخوای نخواه حامیم:کلک جانا:😁 همینطوری صحبت میکردیم که زنگ در خورد هیچ کسی حال نداشت بره درو باز کنه یعنی کی بود .. ؟
تایم فدای حامیمممم و کل شماها