1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری قدیمی
به نام حامـے حامیمـ★
In the name of the Lord of Hamim✨
☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
Chanel: @MAAMIM_1399
♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡
#پارت۱۵
اتفاق...❤️🔥
رفتم داخل در رو که بستم دیدم پشت در محمد وایساده و بهم نیش خندی زد و گفت
محمد:تا الان کجا بودی؟؟
دریا:به شما ربطی داره؟؟
کفشامو در آوردم و رفتم داخل
هیچ کسی نبود فقط منو محمد خونه بودیم
سریع یه لباس سیاه با کت سفید و شلوار سفید پوشیدم یه کیف سفید هم برداشتم و یه نرم کننده زدم به صورتم و ادکلن که بوی خنکی داشت
رفتم بیرون از اتاق
دیدم محمد نیس
رفتم بیرون و یهو دیدم محمد داره با حامیم حرف میزنه
انگار تازه رفته بود پیشش منم سریع رفتم پیششون
محمد:دریا این مرتیکه کیه؟
دریا:نمیشناسمش
محمد:دروغ نگو
دریا:بخدا نمیشناسمش
محمد:کجا میری تیپ زدی
دریا:میرم خاکسپاریم😡دارم با نیایش میرم کافه دیگه
محمد:پس تا ساعت ۷ خونه باش
دریا:شما کی من میشی که داری برام تعیین تکلیف میکنی اخه
محمد:شوهر آینده ات
دریا:چرا نمیفهمی من ترو دوست ندارم واییییی
محمد:میبینی آقا(منظورش حامیه)بچه باید به بزرگترش گوش بده ولی کو گوش شنوا
حامیم:ولی خوب راستم نمیگه هاا
به نظر اختلاف سنیتون زیاده
دریا:با چشمام به حامیم گفتم نگه ما هم دیگه رو میشناسیم و دیگه حرفش رو ادامه نده
دریا:پس من برم دیگه دیرم شد
محمد:خدافظ نفسم
دریا:محمد خ.فه شو 😡
حامیم:خدافظ
دریا:رفتم کوچه ی پایینی و به حامیم اس ام اس دادم که بیاد اونجا
حامیم:محمد هعی در مورد دریا حرف میزد
که دیدم برای گوشیم اس ام اس اومد
دریا بود گفت کوچه پایینی منتظره
رفتمتوی تنظیمات و صدای زنگ گوشی رو در آوردم(قایمکی)
و گذاشتم روی گوشم
سلام علی رضا خوبی
چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟الان میام خودمو زود میرسونم وایسا
بعد مثلا قطع کردم و به محمد گفتم
یه کاری دارم باید سریع برم ببخشید
محمد:اشکالی نداره خدافظ
حامیم:جوابشو ندادن و سوار ماشین شدم رفتم کوچه ی پایینی
دریا و دیدم و نگهداشتم تا سوار شه
سوار شد
حامیم:جلو بشینید
دریا:ببخشید ولی عقب راحت ترم
و میتونید راحت باهام صحبت کنید
حامیم:چشم
دریا:سرمو تکون دادم
بیرون رو نگاه میکردم که گوشیم زنگ زد
محمد:رسیدی؟
دریا:تروخدا ولم کن محمد تو که عاشقم نیستی فقط از سر هوسه
گوشی رو قطع کردم
حامیم:چرا نخواستی اون پسره بفهمه منو میشناسی
دریا:اون موقع شر به پا میکرد
حامیم:اها
داشتم میرفتم که یهو دیدم یه بچه گربه کنار درختی نشسته و انگاری حالش بد بود
زدم بغل
گربه رو برداشتم و آوردم توی ماشین
و به دریا گفتم
بدت که نمیاد؟؟؟
دریا:من؟از گربه؟عاشقشممم
حامیم:خوبه
ماشین رو روشن کردم و راه افتادیم
۱۰ دقیقه بعد رسیدیم
دریا خانم رسیدیم
دریا که اومد پایین دید چشماش قرمز قرمزه انگار داخلش خون بود
چی شده؟؟
دریا:هیچی
بعد زدم زیر خنده
حامیم:سریع رفتم به بادیگارد زن گفتم بیاد تا به دریا برسه
خانم ببخشید من یه جایی کار دارم مراقب خانم کوچولو باشید تا بیام
بادیگارده:چشم آقا
حامیم:میخواستم گربه کوچولو رو ببرم دانپزشکی گناه داشت....
رسیدم
رفتم داخل و سلام دادم
بعد رفتم توی اتاق پزشک تا ماینعه بشه
و به دکتر گفتم پیش خودشون نگهش دارن
چون من واقعا نمیتونستم با این همه کاری که ریخته بود سرم مواظب اون طفلکی هم باشم
سوار ماشین شدم و راه افتادم توی راه بودم که ماشین پنچر شد...😭
زدم بغل و لاستيک رو باز کردم و به جاش لاستيک زاپاس رو گذاشتم
توی این مدت همه میومدن و میگفتن کمک میخوام یا نه مخصوصا.........
ادامه پارت بعدی...✨🤍
𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
#پارت۱۵ اتفاق...❤️🔥 رفتم داخل در رو که بستم دیدم پشت در محمد وایساده و بهم نیش خندی زد و گفت محمد
خدایی جای ۲ تا ۳ تا پارته هاااا....
حداقل حمایت کنید خواهشا✨
هدایت شده از 「حامــʜᴀᴀᴍɪᴍــیم」
درود بآنو ها🤍
https://abzarek.ir/service-p/msg/3893713
ناشناس داریم ؛ هر سوالی ؛ شاتی ؛ درخواستی ؛ هرچیزی میخواین بگین بهمم :)
حمایتی داریم :) لینک چنلتو بفرس 🤏
@Haamim_sale_hi
ناشناسم مشکل پیدا کرده ؛ نمیتونم اسکرین بگیرم ؛ :)
هدایت شده از 𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎 𝑨𝒖𝒓𝒐𝒓𝒂
به نام حامی حامیم🤍
جونِ دلم خونِ دلم خیلی پریشونه دلم❤️🩹
شروعی بی پایان:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟏/𝟖🥺
فعالیت زیاد میخوای؟؟؟🔥
تازه نشر شده چطور؟؟؟😌
مالک خوش رفتار چطور؟؟؟🥲
ادیت های جذاببب چطور؟؟؟😧
شماره خانی،مهراد،سروش هم داره🤯
آرامش چنلششش🛐🛐🛐
جوین نمیشی به ضرر خودته عزیزم🤡
آدرس باشگاه حامیم رو گذاشته بدووو تا پاک نشده👺
@haamim1376salehi