✍️مرغ دولتی یک پا دارد!
یادداشت #سیدمحمدصدرا_متولی_امامی
بسمه تعالی
🔸وقتی آقای رئیسی در انتخابات به مردم وعده می داد که تورم را تک رقمی می کند! وقتی وعده می دادند که در یک هفته مشکل بورس را حل می کنند، وقتی در اوج انتخابات و برای مشارکت حداکثری، جناب رئیسی وعده های اقتصادی می دادند؛ بارها تذکر دادیم که این وعده ها، نیازمند بستر مناسب است و تنها با یک نظام پولی عادلانه و سالم قابل تحقق است؛ وگرنه با دستمال کثیف، نمی توان شیشه را تمیز کرد.
🔍امروز که سکه بهار آزادی به 18 میلیون تومان و ارزش ریال به 0.0000000461 گرم طلای خالص رسیده است؛ بازهم به دنبال دست های پشت پرده می گردیم؟
آیا باز هم به دنبال یافتن یک سلطان سکه دیگر هستیم؟
مگر در ماه گذشته، تعداد زیادی از صرافان را بازداشت نکردیم و مگر حساب تعدادی از آن ها را مسدود نکردیم؟ پس چرا بار دیگر قیمت سکه و ارز رو به افزایش گذاشت؟
آیا به تبع کاهش ارزش ریال، قیمت سایر کالاها نیز افزایش پیدا نخواهد کرد؟
آیا در شرایطی که یک بطری آب معدنی، 4هزار تومان است، می توان نرخ بنزین را در نرخ 3هزار تومانی نگاه داشت؟ و آیا بعد از گرانی بنزین، چه بلایی بر سر این مردم می آید؟
🔹این شرایط که از ابتدای انقلاب، همانند سرطان، در بدنه اقتصاد جامعه ایرانی رشد کرده و تعداد بیشتری از مردم را فقیرتر از گذشته می کند، معلول پول اعتباری و نظام بانکی است. آیا وقت آن نرسیده که مشکلات پولی و بانکی کشور را بار دیگر با نگاهی منصفانه و از منظر عدالت و انسانیت بررسی کنیم و چاره ای در جهت اصلاح تدریجی آن بیاندیشیم؟
🔸اصرار دولت بر تکرار اشتباهات گذشته، مرا به یاد این جمله انداخت:
« هنوز هم مرغ اقتصاد دانشگاهی بر یک پا داشتن اصرار دارد و خود را به عنوان علم تخصیص بهینه منابع، تعریف می کند! این در حالی است که ادعای تخصیص بهینۀ علمی و کارشناسی منابع، هم در نظریه مردود است و هم توسط تاریخ به آزمون گذاشته شده و پیامدهای مصیبت بار خود را به وضوح هرچه تمام تر نشان داده است... به حکم عقل سلیم، نمی توان روی گسل خانه ساخت و ایمن بود. بازگشت به استاندارد طلا یا تمرکززدایی از بازار پول و اعتبارات، نه غیرعلمی است و نه غیرعملی»
گری نورث، دیدگاه های پولی میزس، ص11.
⚠️به هر حال سوز دل ما از این است که دولت رئیسی، دولت شخص آقای سید ابراهیم رئیسی نیست. دولتی است که با سرمایۀ #انقلاب_اسلامی و اعتبار مقام معظم رهبری جلو آمده و در صورت بی توجهی به اصلاح ساختارهای اقتصادی و تداوم مسیر گذشته دولت های قبل، نه تنها به شخص خودش لطمه می زند، بلکه صدمات بزرگتری به آبروی جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد.
19آذر1401
@MataNevesht
BinesheTamadoni.ir
🆔@Dailynotes20
📌 کشورهای ساختگی❗️
🔴آیا این اسامی را تا به حال شنیده اید!؟
🔹 رنجبر نوشت: لسوتو، بابادوس، کومور، موریس، نائورو، پالائو، پاپوآ گینه نو، سان مارینو، سنت کیتس و نویس، ساموآ، سائوتومه، سیشل، سوازیلند، تونگا، تووالو، وانواتو، مالاوی، کیپ ورد، جیبوتی، بنین، بلیز، آنتیگوا باربادو،جزایر سلیمان، جزایر فارور، جزایر مارشال، موریتانی و بسیاری دیگر
🔹اینها اسامی بخشی از کشورهایی هستند که کاملا برنامه ریزی شده و با سیاست های آمریکا تشکیل شده اند و اینک عضو سازمان ملل هستند و هر کدام یک حق رای دارند!
🔹از سال ۱۹۴۵ که سازمان ملل با حضور ۵۱ کشور تشکیل یافته است تا کنون کشورهای زیادی با هدایت آمریکایی ها، به اصطلاح حقوقی مستقل شده اند و اعضای سازمان ملل را به چیزی در حدود دویست عضو رسانده اند
🔹جالب اینجاست که به یکباره شما می شنوید که بالای ۱۵۰ کشور در سازمان ملل ایران را به نقض حقوق بشر متهم کرده اند!
یا می گویند جامعه جهانی نگران برنامه های هسته ای ایران است!
🔹اما کسی نمی گوید این جامعه جهانی چیست و چگونه تشکیل شده است!؟
کسی نمی گوید که اکثر این کشورها جمعیتشان به سیصد هزار نفر هم نمیرسد!
🔹این نظم اگر ظالمانه نیست پس چیست!؟
🔔 @jaras
🆔@Dailynotes20
.
🌹در قاب آخر
آخرین تصویر از طلبه شهید حسن مختارزاده
حسن جان!
دست کدام نامرد، آرزوهای مادرت را بر باد داد؟!
آیا قاتل تو، آرزویش، از زندگی کشتن تو بود؟
✍️ سید عبدالله هاشمی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🆔@Dailynotes20
هدایت شده از کانال تخصصی شهید رابع علامه شیخ فضل الله نوری
🔳 به بهانه ایام درگذشت نویسنده و روشنفکر معاصر، از منصوبین امام راحل، زنده یاد شمس آل احمد (برادر مرحوم جلال آل احمد)🔰
✍ سید شمس الدین و سید جلال الدین، فرزندان آیت الله سید احمد طالقانی(ره) و پسر عموی مرحوم سید محمود طالقانی بودند. شمس، از روشنفکران معاصر به شمار می رود. وی در دوران اوج گیری انقلاب اسلامی و پس از پیروزی آن، از جمله حامیان فکری و عملی آن بود و از همین روی نیز، راه خود را از بسیاری از همگنان خویش جدا کرد. وی پس از پیروزی انقلاب، از طرف امام راحل به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی درآمد و همچنین، مدیر انتشارات رواق بود.
شمس، همچون برادرش جلال، از مدافعان مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری(ره) بود و همچنین از ارادتمندان امام راحل و مقام معظم رهبری.
شمس، روز یکشنبه 15 آذر سال 89 پس از یک دوره بیماری طولانی ریوی به دلیل ایست قلبی در بیمارستان فرهنگیان شهید باهنر درگذشت.
جلال بیش از هر کسی بر زندگی و آثار او تأثیر گذاشته است و حتماً به همین دلیل است که پیش از پیروزی انقلاب و پس از آن، همه جا و به هر بهانه در آثارش از جلال گفته و خود در سایه ایستاده است. شمار زیادی از آثار زندهیاد جلال، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زیرنظر و به همت و کوشش او چاپ و منتشر شد و از این نظر نیز شمس حق بزرگی بر گردن دوستداران جلال و آثار او دارد و به همین اعتبار میتوان گفت تاکنون هیچکس به اندازه او درباره جلال نگفته و ننوشته است.
🌹جهت شادی روحشان، الفاتحه مع الصلوات
📷 شمس (نفر سمت چپ) در کنار جلال آل احمد/۱۳۲۷ ش
🔰ادامه در بخش دوم🔰
🔰بخش دوم🔰
✅ توصیه های امام خمینی(ره) به شمس آل احمد
✍ امام خمینی(ره) به عنوان شخصیتی موثر در تاریخ معاصر ایران، شناخت دقیقی از جریانات فکری روزگار خود داشت. ایشان جریان روز روشنفکری را می شناخت و با برخی از روشنفکران گفت و شنودهایی نیز داشت. از جمله افرادی که امام به نیکی از آنها یاد می کند، مرحوم جلال آل احمد است. آنچه در پی می آید سخنان امام در دیدار با شمس آل احمد در 26 اردیبهشت 1359 است که در آن به مسئولیت ها و وظایف روزنامه نگاران می پردازد. شمس آل احمد در آن دوران سردبیر روزنامه اطلاعات بود.
بسم الله الرحمن الرحیم
من با خانواده شما سابقه دارم. با مرحوم پدر شما آقا سید احمد، و با مرحوم آقا سید محمدتقی - خدا رحمتش کند که در خدمت اسلام فوت شد - سوابقی دارم. منتها آقای جلال آل احمد را جز یک ربع ساعت بیشتر ندیده ام. در اوایل نهضت یک روز دیدم که آقایی در اتاق نشسته اند و کتاب ایشان – غربزدگی - جلو من بود. ایشان به من گفتند چطور این چرت و پرتها پیش شما آمده است. - یک همچنین تعبیری- فهمیدم که ایشان جلال آل احمد است. مع الأسف دیگر او را ندیدم. خداوند او را رحمت کند. شما را هم در تلویزیون گاهی می بینم. شما بهتر می دانید این اطلاعات و این کیهان وضعشان در سابق چطور بود، و حالا چگونه می باشد. مع الأسف همان طور که شما می دانید ما مبتلا به یک طایفه روشنفکر غربزده هستیم که هر اصلاحی در کشور بخواهد بشود نمی گذارند. در گذشته شاه نمی گذاشت، حالا اینها. اینان ولو همانها نباشند اما کار آن را می کنند. اگر ما بخواهیم یک روزنامه را بگوییم که به خط ملت باشید، تو روزنامه ای هستی که از ملت هستی و ملت هر چه می خواهد شما باید در روزنامه هایتان بنویسید، تا یک همچون صحبتی می شود و یک روزنامه ای که برخلاف مقاصد ملت و مقاصد اسلام است، و بی اذن هم منتشرمی شده، جلویش گرفته می شود یکدفعه می بینیم در روزنامه ها آن طایفه از روشنفکران شروع می کنند به اعتراض که خیر. خوب قلم آزاد است، اما هر قلمی؟! بیان آزاد است، اما هر بیانی؟! یک بیان است که یک مملکت را به دامن ابرقدرتها می اندازد. آیا این بیان آزاد است؟! این را ما بگوییم آزادی، که مملکت ما را به فساد بکشید؟! یک قلمی است که با صهیونیسم و امثال اینها روابط دارد. یک روزنامه ای که با بودجه آنها اداره می شود و خودشان تیراژی ندارند تا خود را اداره کنند. ما باید به اینها بگوییم آزاد هستید؟! کجای دنیا یافت شده که یک انقلابی بشود و اینهمه روزنامه داشته باشد؟ همه روزنامه ها را می بستند و یک، روزنامه ارگان خود حزب، مثلًا یا خود دولت را می گذاشتند باشد.
کجای دنیا اینطور آزادی به مردم داده بودند که به مجرد اینکه انقلاب پیروز بشود همه به میدان بیایند و هر چه می خواهند به هر کس بگویند، و تا پنج - شش ماه هم هیچ کس به کسی حرف نزد، تا فهمیدند به اینکه اینها یک دسته ای هستند در داخل که با خارج مرتبط می باشند، و بر ضد کشور و مصالح کشور دارند عمل می کنند. باز هم ما بگوییم که شما آزادید؟! فقط به واسطه کلمه آزادی! باید حدود آزادی آن چیزی باشد که ملت می خواهد. نه اینکه بر خلاف ملت آدم آزاد است. خوب من آزادم، یک تفنگ هم دستم هست بزنم یک کسی را بکشم. این چه آزادی است؟ آزادی موازین دارد، و بحمدالله شما اینطور که من تا حالا دیده ام و حرفهای شما را شنیده ام از روی میزان حرف می زنید. حالا که در مؤسسه اطلاعات وارد شده اید باز هم همان میزانی که از آزادی پیش شما هست و همان میزانی که در نشریات می باشد، که باید نشریات در خدمت این ملت باشد، و نه بر ضد ملت، با کمال قدرت و پشتکار مشغول شوید. شما قدرتش را دارید. به شما کسی نمی تواند بگوید مرتجع هستید. دیگران اگر بخواهند کاری بکنند، ممکن است ارباب قلم یک همچون حرفی را به او بزنند. اما نسبت به شما نمی توانند این حرف را بزنند. شما با قدرت عمل کنید و این عناصری که بر ضد مسیر نهضت و انقلاب و مصالح کشورند تصفیه و پاکسازی نمایید. خداوند ان شاء الله شما را موفق کند ./سایت امام خمینی(ره)، کد مطلب 2336 از رک: صحیفه امام؛ ج 12، صص 298 - 300
🔰ادامه در بخش سوم/پایانی🔰
🔰بخش سوم/پایانی🔰
✅ #انقلاب_اسلامی، بازگشتی به شیخ شهید علامه فضل الله نوری(ره)
✍ نوشتاری از: مرحوم شمس آل احمد 🔰
تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و فتوای «الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان صلواه الله علیه است» و همچنین زعامت و رهبری سیاسی چند تن از مراجع تقلید صدر مشروطیت، آیات عظام (همچون شیخ فضل الله نوری) نمونه های زنده تحرک روحانیت مبارز بود. اگر سلسله قاجار، ناچار شد تن به حکومت مشروطه بدهد، به علت پایداری مراجع روحانی بود. اما در تداوم انقلاب، روحانیت نقش مؤثر خود را از دست داد و عملاً از سیاست انزوا جست. دو علت عمده این انزوای سیاسی روحانیت، یا جدایی سیاست از روحانیت را باید در عوامل زیر جست:
۱- سیاست جهانی استعمار زمان، با فتوای میرزای شیرازی و تحریم تنباکو، در ایران مواجه با شکست شد. این ضربه، استعمار جهانی را متوجه نقطه مثبت منطقه کرد. این نقطه مثبت، نفوذ کلام بی رقیب روحانیت بود در توده مردم. آن چنان که حتی زنان حرم ناصرالدین شاه هم دیگر قلیان کشیدن و چاق کردن را ترک کردند. اگر طرف مذاکره سیاست استعماری دربار بود و اگر دربار، عامل زنده سیاست آن روز، حتی کلامش در اندرون و خانه خویش نفوذی نداشت، تنها چاره آن بود که روحانیت از این نفوذ کلام خلع شود.
۲- وقتی انقلاب مشروطه، به زعامت و رهبری انحصاری روحانیون، دربار را تا صحه و امضا گذاشتن به یک قانون، عقب نشاند، آن وقت این سئوال پیش آمد که آن قانون، چه قانونی باید باشد. آنچه بی تردید و یک قول، تمام روحانیون دوران می گفتند و در آن وحدت کلام داشتند، این بود که منصفانه و خداپسندانه نیست که تمایلات فردی یک تن به نام شاه، قانونیت داشته باشد. اما در این که چگونه تمایلاتی به جاست که قانونیت پیدا کند، بین روحانیت اختلاف سلیقه وجود داشت. و این اختلاف سلیقه در طی هشت ده ماه، تبدیل شد به اختلافات اصولی و اساسی. و روحانیت یکپارچه، منشعب شد به دو گروه:
الف: گروه طالب مشروطه مشروعه؛ کسانی بر این باور بودند که هیچ تمایلی جز تمایل پروردگار نمی تواند قانونیت داشته باشد. و تمایلات پروردگار در کتاب آسمانی قرآن مدون است. قانون گذار اصلی و به حق، خداست. مجاهد شهید، حضرت شیخ فضل الله نوری، جلوه شناخته شده این نوع باورمندی بود.
ب: گروه طالب مشروطه سلطنتی؛ کسانی که بعضاً، قرآن را قدر می گذاشتند. اما اداره جامعه را تنها با تکیه بر آن عملی نمی شناختند. شاید بین افراد این گروه آرا و افکار مونتسکیو و روسوی فرانسوی شیفتگانی یافته بود، افرادی که قانون را قراردادهای اجتماعی موضوعه می شناختند. قرادادهایی که باید بین افراد یک جامعه وضع و محترم و مجری شمرده شوند. تجلی این طرز تفکر، مجاهدان دوگانه، حضرات سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، شناخته شده اند که به زعم من زیر سلطه فرزندان از فرنگ برگشته خویش بودند.
بروز این اختلاف و شکاف، سیاست استعماری را که گوش خوابانده و مترصد بود، در کار آورد. و آنان به تشویق و تحریض روحانی زادگانی چون پسران طباطبایی و بهبهانی و روحانیون جوان و فرصت طلب آن زمان چون تقی زاده، سید ضیاء طباطبایی، شیخ علی دشتی، محمد تدین، یعقوب انوار و امثالهم پرداختند. وجه مشترک اینها، آن بود که شیفته تمدن مغرب بودند. و به نقاط ضعف روحانیت آشنا بودند، به پشتوانه پدران روحانی شان، بین مردم نفوذ کلام داشتند. با این ویژگی ها، دامن همت و خدمت به کمر زدند و آتش نفاق را بین مراجع روحانی سه گانه (که جرقه اش در اختلاف سلیقه اولی بین آنان راجع به تدوین و تنظیم قانون اساسی به وجود آمده بود) دامن زدند. و مآلا" شدند رجال زادگان به مشروطیت رسیده ای که وظیفه اساسی شان آن بود تا زهر یا تیزی قانون اساسی اولیه را بگیرند که تأکید داشت مصوبات مجلس باید مورد قبول پنج تن از نمایندگان مراجع تقلید باشد [که طرح مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری، برای نظارت بر مصوبات مجلس بود]. انقلاب بهمن 1357 و حوادث پیروزمندانه سال اول انقلاب (تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی و تثبیت ولایت فقیه) نمی تواند دلیلی باشد بر حقانیت تلقی و برداشت آن گونه روحانیونی که در صدر مشروطیت قبول عام نیافتند؟ و این حوادث، ما را موظف نمی کند در قضاوت های قالبی مورخان مشروطه، که غالباً مقهور عواطف و احساسات و مجذوب ظواهر تمدن مغرب بوده اند، تجدیدنظری بکنیم؟
🔸برگرفته از: کتاب جلال، "از چشم برادر" تألیف، شمس آل احمد
✳️ @ShahidRabe
🔻تیم محبوب مراکش و تیم ما!
#سیدقربانی
🔸تیم مراکش علاوهبر نگاه ملی، دید امتی هم دارد و خودش را نماینده جهان عرب، مسلمانان و قاره آفریقا معرفی میکند.
🔹بر خلاف تیم ملی ما که حتی در ملیگرایی شان شبهه وارد است و سرود کشورمان را نخواندند.
🔸بازیکنان مراکش از جایزه خودشان به نفع فقرای کشورشان صرفه نظر می کنند اما بازیکنهای ما تا حواله واردات ماشین و پاداششان رو نگیرند بازی نمیکنند.
🔹 مراکش از ظرفیت رسانهای جام جهانی خلاف رسانههای جریان اصلی حرکت میکند و مظلومیت فلسطین را فریاد میزند، بازیکنهای ما خودشان رو تریبون رسانههای غربی میکنند و ضد کشورشان حرف میزنند.
🔸تیم مراکش از ظرفیت مربی بومی استفاده میکنند که پابهپایشان با غیرت میاید ولی بازیکنهای ما برای اینکه یک مربی خارجی بیاید اعتصاب و اعتراض میکنند.
🔹بازیکن تیم مراکش اینجوری مادرش را در آغوش میگیرد و خانواده را تو رسانهها ارجحیت می دهد ولی بازیکن تیم ما حتی بچهی خودش را گردن نمیگیرد.
🔸اینجوری میشود که یک تیم محبوب میشود و یک تیم دیگر....
📡@news_fath
🆔@Dailynotes20
زنی از خاک، از خورشید، از دریا، قدیمیتر
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیتر
زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمیتر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمیتر
که قبل از قصۀ «قالوا بلی» این زن بلی گفتهست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفتهست
ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش میرود سلانه سلانه
شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه
نشاند آن دانه را در آسمان با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود، اشک او رنگ و لعابش داد
زنی آنسان که خورشید است سرگرم مصابیحش
که باران نام او را میستاید در تواشیحش
جهان آرایه دارد از شگفتیهای تلمیحش
جهان این شاهمقصودی که روشن شد ز تسبیحش
ابد حیران فردایش، ازل مبهوت دیروزش
ندانمهای عالم ثبت شد در لوح محفوظش
چه بنویسم از آن بیابتدا، بیانتها، زهرا
ازل زهرا، ابد زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه میفهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!
مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم
مدام او وصله میزد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل میبندد دخیل پر بر آن چادر
ستون آسمانها میگذارد سر بر آن چادر
تیمّم میکند هر روز پیغمبر بر آن چادر
همان چادر که مأوای علی در کوچهها بودهست
کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بودهست
غمی در جان زهرا میشود تکرار در تکرار
صدای گریه میآید به گوشش از در و دیوار
تمام آسمانها میشود روی سرش آوار
که دارد در وجودش روضه میخواند کسی انگار
برایش روضه میخواند صدایی در دل باران
که یا أماه! أنا المظلوم، أنا المقتول، أنا العطشان
خدا را ناگهان در جلوهای دیگر نشان دادند
که خوبِ آفرینش را به زهرا ارمغان دادند
صدای کودکش آمد، تمام عرش جان دادند
ملائک یک به یک گهوارۀ او را تکان دادند
صدای گریه آمد، مادرم میسوخت در باران
برای کودک خود پیرُهن میدوخت در باران
وصیت کرد مادر، آسمان بیوقفه میبارید
حسینم هر کجا خُفته، قدم آرام بردارید!
تن او را به دست ابری از آغوش بسپارید
جهان تشنهست، بالای سر او آب بگذارید
زمان رفتنش فرمود: میبخشید مادر را
کفنهایم یکی کم بود، میبخشید مادر را
بمیرم بسته میشد آن نگاه آهسته آهسته
به چشم ما جهان میشد سیاه آهسته آهسته
صدای روضه میافتد به راه آهسته آهسته
زنی آمد به سوی قتلگاه آهسته آهسته
بُنَّیَ تشنهای مادر برایت آب آورده...
#سیدحمیدرضابرقعی
#فاطمیه
🆔@Nabzghalam
جستارهای روزانه
@syjebraily 🆔@Dailynotes20
🔴 توضیحات کنعانی درمورد حضور سفير چين در وزارت خارجه
🔻در این ملاقات نسبت به ورود بیانیه شورای همکاری خلیج فارس و چین به تمامیت ارضی ایران ابراز ناخرسندی شدید شد و تاکید گردید جزایر سهگانه ایرانی خلیج فارس جزو لاینفک ایران است که مانند هر بخش دیگر از کشور هرگز موضوع مذاکره با هیچ کشوری نخواهد بود.
🔻سفیر چین نیز با تاکید بر احترام کشورش به تمامیت ارضی ایران، در توضیحات اهداف سفر رئيسجمهور کشورش به ریاض، این سفر را در راستای کمک به صلح و ثبات در منطقه و بهرهگیری از گفتوگو به عنوان ابزاری برای حل مشکلات دانست.
🔻سفیر چین سیاست خارجی کشورش در منطقه را مبتنی بر توازن دانسته و مبادلات پیشبینی شده دیپلماتیک از جمله سفر معاون نخستوزیر چین به ایران در روزهای آینده را مؤید این رویکرد اعلام کرد.