منو یک دختره کنار هم بودیم آنقدر استرس داشتیم که چی دست و پا همون مثل ژله میلرزید😔😂
یکی از بادیگاردا گف حالتون خوبه؟
ما گفتیم اگر حامیم بیاد بهتر میشیم خندید رفت🤣
وقتی گفتم سمت ما هم بیا وایستاد منو نگاه میکرد😭🤣
تو چشاش صد تا فوحش بود 🙄