گاهی وقتا
حسی که مرور خاطراتت از یک لحظه بهت میده خیلی خیلی قشنگ تر از حسیه که تو اون لحظه داشتی:)))))
بیشتر از یک سال به عنوان دانش آموز اومدم پیشش و الان قراره بعد سه ماه به عنوان یه آشنا ببینمش
امروز مسیر رفت و برگشتم از توی بازار می گذشت
نمیدونم چرا
ولی همیشه دیدن آدمای مختلف بهم حس زندگی میده:)
همیشه این طور بودم
هر وقت دلم می گرفت و از همه چیز خسته میشدم از خونه میزدم بیرون
اکثر اوقاتم مقصدم جایی بود که مثل بازار شلوغ بود
و بی هدف بین آدما راه می رفتم
دیدن آدمای مختلف و دغدغه هاشون
که هر کدوم بدون توجه به دیگری راهشو طی می کرد بهم حس خوبی میداد
باعث میشد اون همه حس بدی که داشتم از بین بره و با انگیزه ای جدید برگردم به خونه