اعتماد کردن مثل یه برچسب میمونه
وقتی که از جاش کنده شد،
ممکنه دوباره بچسبه...
اما هرگز به محکمی اولین بار که
ازش استفاده کردی نمیشه...!
وقتی باورهات رو نسبت به یه نفر از دست میدی، حتی دیگه دلت نمیخواد باهاش دعوا کنی، نه خشمی باقی میمونه، نه میلی برای توضیح خواستن، چون پایان واقعی معمولا با سر و صدا و درگیری اتفاق نمیفته، بلکه بهصورت تدریجی، در درون ما و با یه خلا شکل میگیره....
وقتی ماه تولدت میرسه. از همون روز اول
منتظری که زودتر روز تولدت بشه...
روزها یکییکی میگذرن تا بلاخره میرسه
شبتولدت.
نمیدونم برای بقیه هم اینطوریه یانه،ولی
برای من همیشه غمگین ترین شب.
شبی که بیشتر از همیشه فکر میکنی...
بهیه سالی ک گذشت.
به چیزایی که قرار بود تغییر کنن و نکردن.
به آدمایی که قرار بود کنارت باشن و نبودن.
خاطرهها یکییکی از جلوی چشمت رد
میشن...
بعضیا لبخند میارن.
بعضیا فقط یه بغض.