گفت: از حالت بگو
گفتم: دلی ویران،غمی پنهان،تنی بیجان ؛ اما امیدوار
به عباس و خدایش. :)
به لقا ندارم امید، در این دیارِ فانی!
به شمایلت کنم خوش، دلِ پر زِ حسرتم را ..
علیاکبر میاد گوشواره گوشِش میکنه ..
عباس اومده دستبندِ طلا میبنده دورِ دستش ..
امالبنین هی اسپند دود میکنه میگه الهی عروسیتو ببینم، رقیه 🥺:))
عمهزینب صدقه میزاره میگه
اُمِابیهای حسینم اومد ♥️ :))
چه خبره خونه ارباب ؟!
قدمش مبارکه آقای اباعبدالله :)💕