یه روز میاد با اون آدمی که از هر دری باهاش صحبت میکردی و حرف کم نمیومد، دیگه حتی نمیتونی یه مکالمهی چند دقیقهای داشته باشی؛ اونجا شروع غریبه شدنه، شروع کمرنگ شدن، شروع غمگین شدن برای حرفهای نگفته، شروع از یاد رفتن. اینجوریه که دیگه حاضر نیستی هرکاری برا درست شدن رابطتتون بکنی! چرا؟ چون نمیخوایش.
بحثِ خواستنه وگرنه آدم واسه کسی که دوسش داره ماهُ میاره زمین واسه دستبوسیش.
460.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- زندگیست دیگر . .
تو همان به دل نشسته منی تا به ابد حتی در جهانی دیگر.
- خـآنُومِخبرنگآر| هستیشریعتزاده ִֶָ𓏲࣪𝅄
نه مرگ آنقدر " تلخ " است
و نه زندگی آنقدر" شیرین " که انسان برای این دو " شرفش " را بدهد.