هَم؛
بعضی روزام هم مثل امروز اونقدری شلوغه که وقتی خونه رسیدم، تنها کاری که دلم میخواد انجام بدم خوابیدنِ
همین خستگیهای بعداز یه روز شلوغ، کمی به آدم حس زنده بودن میده؛
اشتباه زیاد کردم ولی هیچوقت به دوست صمیمیم حسادت نکردم
خوشحالی اون همانا ذوق مرگ شدن من همانا؛
ما با دستهای خودمان یکدیگر رو از دست دادیم، و از یاد بردیم آنانی را که بر سر این جدایی شرط ها بسته بودند…
هَم؛
ادکلنش>>>>
تتها چیزی رو که خیلی مطمئن میتونم به یکی معرفیش کنم، همین ادکلن یاراس!:/