مامانم داشت برای الویه مرغ ریش ریش میکرد، منم داشتم تلفن صحبت میکردم.یهو با صدای بلند صدام زد گفت بیا استخون بخور:/
یکی بشنوه چه فکری میکنه آخه مادر من
هدایت شده از دوست داران محله ی ممنوعه🕸🕷
ینی میشه
یکی بیاد
منو از این بلا تکلیفی در بیاره .؟
ینی نه فقد من
بلکه همه مون
نیازش داریم
همین حالا 🙂
{''خونھدرختے''}
کتاب ها حتما دارن جلد میشن . چه حس خوبی داره . مبارک اتون باشه 📕📕📕
هعییی
فقط میتونم بگم یادش بخیر....
{''خونھدرختے''}
جرررر اینا واقعا موئه؟😰😰😭
خیلی آرامش بخشه دارم از اون موقع نگاش میکنم😂