{''خونھدرختے''}
ساعت دوازده و نیم کلاسا تعطیل شد چون قرار بود بریم حرم
تا ساعت یک اتوبوس تاخیر داشت
ولی نیم ساعت گوشیامون دستمون بود کل گالری هامون زیر و رو کردیم
{''خونھدرختے''}
تا ساعت یک اتوبوس تاخیر داشت ولی نیم ساعت گوشیامون دستمون بود کل گالری هامون زیر و رو کردیم
تو اتوبوس هم مگه خفه میشدیم؟
اونقدر خندیدیم😂🤦♀
{''خونھدرختے''}
تو اتوبوس هم مگه خفه میشدیم؟ اونقدر خندیدیم😂🤦♀
وقتی رفت زیر گذر
چراغای بنفشش روشن شد و شد گود بای پارتی جعفر🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
{''خونھدرختے''}
وقتی رفت زیر گذر چراغای بنفشش روشن شد و شد گود بای پارتی جعفر🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
یکی نیست بگه خیر سرتون دارین میرین حرم
خاک تو سرتون
سال بالاییا ی جوری بهمون نگا میکردن
ی امام رضا همینارو شفا بدهی خاصی تو چشماشون بود