{''خونھدرختے''}
شیطونه میگه فشارش بده دل و رودش بریزه بیرون
وقتی میشنوم تو حال و هوای خودشه و داره سوتی که بهش یاد دادم رو تمرین میکنه تا درست بگه>>>>>>
(آخه نصفه نیمه میگهಥ‿ಥ)
{''خونھدرختے''}
و شب آخر روضه های مادرجان
بعد مدت ها دور هم جمع بودیم...
نمیخوام دوباره طولانی بشه این غیبت ها و همدیگه رو ندیدن