+ دیشب داشتم پیامای قدیمی خودمون رو میخوندم، میدونی چی فهمیدم؟
_ چی؟
+اینکه تو هیچوقت به من پیام ندادی فقط جوابمو میدادی …
«غمگین ترین حالت ممکن»
من واسه خودم بابا بودم، مامان بودم رفیق بودم دشمن بودم به خودم خوبی کردم بدی کردم خودم خودمُ دور زدم، پیدا کردم!
پس اگه هیچکس هم نباشه من برای خودم هستم.🙂😌
البته خاطر بد دارم
پرندمو گذاشته بودم تو پذیرایی همون شب طوفان بود کنار خونه ماعم ساختمون نیمه کاره
این اهنا و وسایلش ب هم میخورد و خلاصه ی صدای وحشتناک میداد
فردا صبح پرندمو آوردم دیدن اینقد خودشو زده ب قفس (از صداهای دیشبش ترسیده بود)ک ی بالش خونی شده بودو میله های قفسم خونی بود
هدایت شده از تجمع پشمکا:>>✨
پچمکا واقن ممنونم ازتون ک اینقد ناگشاد و خوبین ک ناشناس میدین:")🌱