یه شب کل خونواده دور هم جمع شده بودیم داشتیم تلویزیون میدیدیم...
که یهو یه بچه رو نشون داد که پستونک دهنش بود، بابام یهو زد زیر خنده!!!
گفتم چرا میخندى!
گفت یاد بچگیات افتادم، هر وقت گریه مى کردى،
شصت پامو مى کردم تو حلقت،
چون شور بود خوشت میومد، ساکت میشدى!
خدا شاهده ٣ ساعته تو توالتم دارم بالا میارم...
پدر نیست که..! چنگیز خان مغوله....🙁😂
{''خونھدرختے''}
آیدیمم اینه:/ @Kim_min_ho پیوی نمیتونم پیام بدم!
پیویییی نمیتونم پیاااام بدمممم😭
بفهمین تروخداااا
هدایت شده از ࢪز مشڪے:]
ولی خیلی مسخرس توی سکوتت نشستی با کتابای شعرت حس شاعرانت فعال شده عمیقا تو فکری یکی میاد گند میزنه توش
خانواده های عزیز بچه ها گاهی اوقات واقعا باید تنها باشن پلییییززز درک کنین😐😐😐😐😐