eitaa logo
‹ حُـࢪِّھ‌¹³⁵ ›‌
892 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
712 ویدیو
14 فایل
نورٌعلي‌نور✨ صرفاًاحوالات . تخلیه‌های‌ذهنی ِاین‌بنده ؛ ومن؟از‌تبار ِعراق ُهمسایه امام‌رضا . وتو؟که‌از‌هر‌خیالی‌امید‌بجوی . واینجا؟وقف ِمادر ِسادات . وحرفاتون؛ https://daigo.ir/secret/61425143953 فرهنگ ِفور‌زیباتر‌است، حُـࢪِّھ‌: آزاده ‌. دِگرهیچ‌مَگرفرج؛
مشاهده در ایتا
دانلود
از ۳۴ استان ۲۵ استان ایران کل مقاطعش تعطیل شده، نمیدونم چرا یهو وزارت‌کل نمیگه کل ایران تعطیله الکی خودشونو اذیت میکنن🧑‍🦯🦦؛
بسم‌الله...
إنَّ المُتعَبَ إذا أوَى إلى الله ذهَبَت أتعابُهُ🤍🦋.
چقدر‌قشنگه‌که‌ ¹⁰‌دقیقه‌قبل‌اذان‌وضو‌بگیری‌و‌منتظرِ‌ صدازدنِ‌الله ِت‌بشی؛ همینجوری‌که‌خودش‌منتظرته‌تا‌بیایُ باهاش‌درد‌و‌دل‌کنی : )📿🕋¹
یعنی‌خدانکنه‌ساعت‌⁹بشه؛ اون‌وقته‌که‌شاد‌میزنه‌به‌سرش🦦🤌🏻.
امروزم رفت جزوِ لیستِ بهترین روزایِ عمرم:))))
‹ حُـࢪِّھ‌¹³⁵ ›‌
امروزم رفت جزوِ لیستِ بهترین روزایِ عمرم:))))
با حضور ِمدیران ِمحترم ِ؛ خودم ؛لقاء؛ماهین ✅🤌🏻 پ.ن:دستامونو‌حس‌نمیکردیم‌ازسرما:))
‹ حُـࢪِّھ‌¹³⁵ ›‌
امروزم رفت جزوِ لیستِ بهترین روزایِ عمرم:))))
از‌کجا‌ی‌داستانِ‌امروز‌شروع‌کنم‌ که‌تک‌تک‌کلمه‌هاش‌پرِ‌ذوقه: از‌دوری‌و‌حجم‌درسا‌داشتیم‌دق‌میکردیم مهدیا‌گفت‌پاشیم‌بریم‌حرم، خیلی‌یهویی‌شد‌که‌سه‌تا‌از‌بچه‌های‌دیگه‌هم اومدن،در‌اصل‌امام‌رضا‌جمعمون‌کرد . بی‌قرار‌بودیم‌برای‌دیدن‌حرم‌امام‌رضا‌وبرفای روی‌گنبدش ... اولش‌که‌بابرف‌بازی‌تویِ‌صحن‌غدیر‌شروع‌ شد‌و‌بعدش‌گرم‌کردن‌وجودمون‌‌باچایخونه؛ تصمیم‌گرفتیم‌بریم‌پاتوقِ‌همیشگی‌صحن ِ قدس؛اونجا‌بود‌که‌ماجرا‌شروع‌شد.. یک‌دختر‌وخواهر ِ‌لبنانی‌دیدیم‌که‌بچه‌ها کنجکاو‌بودن‌باهاش‌حرف‌بزنیم؛ منم‌پا‌پیش‌گذاشتم‌جلو‌و‌شروع‌کردم‌ به‌حرف‌زدن‌باهاش؛ از‌لبنان‌ُ‌خانواده‌اش‌گفت ، از‌اینکه‌عراق‌پناهنده‌شدن .. داستانِ‌شهادت‌فامیلاشون‌رو‌گفت که‌عکساشونُ‌داخل‌صحن‌قدس‌زده‌بودن، از‌اینکه‌امروز‌سفرِ‌آخرشه‌وچقدر‌دلش‌ برای‌مشهد‌تنگ‌میشه... صحبت‌کردن‌باهاش‌یک‌حسِ‌ ارامش‌روبهم‌میداد ، ارامشی‌از‌جنس‌اقتدار: ))) خلاصه‌که‌رفاقتِ‌ما‌از‌ صحنِ‌قدس‌شروع‌شد .. باهم‌چایی‌خوردیم ُگپ‌زدیم که‌در‌اخر‌بابغلی‌از‌جنس‌دلتنگی‌تموم‌شد؛ لحظه‌خدافظی‌که‌همه‌دوست‌داشتیم‌ دوباره‌بیان‌مشهدُ‌همو‌ببنیم:))❤️‍🩹 بماند‌به‌ از⁹.²⁷صفرسه ✨
‹ حُـࢪِّھ‌¹³⁵ ›‌
خب من میخوام امروز دوباره تکرار بشه:)))❤️‍🩹🌝