eitaa logo
‹ حُـࢪِّھ‌¹³⁵ ›‌
911 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
696 ویدیو
14 فایل
نورٌعلي‌نور✨ صرفاًاحوالات . تخلیه‌های‌ذهنی ِاین‌بنده ؛ ومن؟از‌تبار ِعراق ُهمسایه امام‌رضا . وتو؟که‌از‌هر‌خیالی‌امید‌بجوی . واینجا؟وقف ِمادر ِسادات . وحرفاتون؛ https://daigo.ir/secret/61425143953 فرهنگ ِفور‌زیباتر‌است، حُـࢪِّھ‌: آزاده ‌. دِگرهیچ‌مَگرفرج؛
مشاهده در ایتا
دانلود
_دلتنگ فاطمه اش بود علی... حتی اصرار مرغابی ها مقابلش شکست خورد💔
وحشت ِدنیای ِبی‌علي«ع»...💔
+ بابا شمایید؟؟ - با که کار داری دخترجان؟ + شما مردی که رویش را پوشانده باشد و گونی بر دوش داشته باشد ندیدید؟ - با او چه کار داری؟ + او بابای من است... البته بابایم که نه! من به او میگویم بابا. - اسم بابایت را می‌دانی؟ + نه... نگفت - اگر بابا دیگر نیاید چه؟ + عه چرا نیاید؟! تازه می‌خواهم خبری خوب بدهم که مطمئنم خوشحال می‌شود! - چه خبری؟ + می خواهم خبر مرگ علی را به او بدهم! - از کجا می‌دانی از شنیدن این خبر خوشحال می‌شود؟ + او از خوشحالی من خوشحال می‌شود! همیشه همینطور بود!‌ هروقت علی را نفرین می‌کردم او هم با من نفرین می‌کرد! - او هم مرگ علی را می‌خواست؟ + آری دستانش را بالا می‌برد و میگفت خدایا مرگ علی را زودتر برسان💔(:
‹ حُـࢪِّھ‌¹³⁵ ›‌
خب‌خب؛سلام‌علیکم! گفتم‌حالا‌که‌اینجام‌از‌طرف ِشما‌یک‌زیارت ِ نیابتی‌به‌جا‌بیارم ُاسم‌و‌نامه‌هاتون‌رو
رفقا،هنوز‌ وقت هست برای دادن اسامی ُنامه‌هاتون؛ این‌روزا‌پیش‌ضریح‌خیلی‌ی‌ی‌شلوغه انشاءلله خلوت‌تر بشه و نامه‌هارو مینویسمُ داخل ضریح میندازم .
منزهی‌توای‌که‌نیست‌معبودی‌جزتو، فریادرس،فریادرس برهان‌مارا‌ازآتش‌ای‌پروردگارا!✨
علی اکبر حائریenc_16810676254710741302382.mp3
زمان: حجم: 3.4M
هممون تقریبا شب قدر این و زندگی میکنیم(:
_به قول یک بنده خدا... کجا دیدی از یک ادیب،یک بزرگ،صد بندی بسازن که در هر بند ده خصلت از در اون دیده میشه؟! اینچنین مرتب کنار هم و یک قافیه.. این خصایلی که تو دوست داری در یک نفر ببینی و بشی مونسِش،همدم وهمراهش..(:✨
_امشب رو اکثرا مهم ترینِ شب های قدر میدونن. یکی از اعمالش زیارت امام حسینه..(: از این جمع زائرای امام حسین مارو از دعای خیرشون بهره مند کنن..❤️‍🩹✨
شلوغی ِحرم‌تا‌الان،قابل‌توصیف‌نیست>>>
شب ِقدر ِپارسال‌رو‌به‌خوبی‌یادمه؛ موقعی‌که‌محروم‌بودم‌از‌هیئت‌رفتن و‌باید‌خودم‌تنها‌اعمال‌رو‌یک‌گوشه‌خونه انجام‌میدادم... اون‌شبا‌با‌کلی‌سختی‌گذشت اما‌یادم‌میمونه‌که‌بعد‌از‌اون‌همه‌زجر چجوری‌مهمون ِشبای‌قدری‌شدم که‌توی‌خواب‌هم‌نمیدیدم...(((:💔