شما در حال رانندگی با اتوبوس هستید. وقتی مسیر خود را شروع میکنید، پیرزنی به نام خانم اسمیت و پسر جوانی به نام ریموند در اتوبوس هستند. در اولین ایستگاه، پیرزن پیاده میشود و فروشندهای به نام ادوارد سوار میشود. در ایستگاه بعدی، جک و خواهرش جیل، و همچنین سه زن با کیسههای خرید سوار میشوند. اتوبوس پانزده دقیقه حرکت میکند، سپس میایستد. ریموند پیاده میشود و مردی با همسرش سوار میشود. بعد زنی با پرندهای در قفس سوار اتوبوس میشود. اسم راننده اتوبوس چیست؟؟؟؟؟؟؟
حفرهای بود پر از خون وسط ِ سینهٔ من ،
مهرت افتاد به قلبم ضربان شکل گرفت :)!
شما در حال رانندگی با اتوبوس هستید. وقتی مسیر خود را شروع میکنید، پیرزنی به نام خانم اسمیت و پسر جوانی به نام ریموند در اتوبوس هستند. در اولین ایستگاه، پیرزن پیاده میشود و فروشندهای به نام ادوارد سوار میشود. در ایستگاه بعدی، جک و خواهرش جیل، و همچنین سه زن با کیسههای خرید سوار میشوند. اتوبوس پانزده دقیقه حرکت میکند، سپس میایستد. ریموند پیاده میشود و مردی با همسرش سوار میشود. بعد زنی با پرندهای در قفس سوار اتوبوس میشود. اسم راننده اتوبوس چیست؟؟؟؟؟؟؟
یک خانه سه اتاق مهم وجود دارد. اولی پر از پول است. اتاق دوم با مقالات مهم پر شده و اتاق سومی پر از جواهرات است. یک روز تمام این اتاقها در آتش سوخت. پلیسها ابتدا آتش کدام اتاق را خاموش کردند؟