__
آماده شدن برای مرگ، قسمتی از عشق است، وقتی او میمیرد مدعای عشقتان محرز میشود. درست فهمیده بودید، این هم بخشی از همهاش است، بعدش جنون میآید سراغتان و بعد بیکسی، نه آن تنهایی چشمگیری که منتظرش بودید، نه آن مظلومنمایی بیوگی که فقط بیکسی، چیزی که منتظرش هستید به قیاس زمین شناختی میشود سرگیجه در شیبِ تندِ درّه .
ولی اینجور نیست، مصیبت است درست مثل سرکار رفتنِ هر روز ِازش بیرون میآیی و درست هم هست؛ ازش بیرون میآیی، ولی نه شبیه قطاری که از تاریکی تونل بیرون میآید و پرتوان میزند به دل آفتاب ِداونز در دهانهی خروجی کانال مانش ، و نه شبیه قطاری که پرشتاب و برقآسا به تونل فرو میشود، بلکه شبیه مرغی دریایی که از لکهای نفتی بیرون میآید بیرون خواهید آمد؛ برای باقی عمر قیراندود شدهاید ! [ #حامیمنویس ]
20.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشا به بخت ِبلندم که مُنتسب به توام؛
__
داشتم به پیری خودم فکر میکردم دیدم زمانی شروع میشه که طبیعت توی زندگیم سرزندگی رو از دست بده .
یا دقیقا زمانی که توی چاردیواریهای بی رنگ و افسرده محصور بشم؛ یا زمانی که تعلقم به این دنیا بیشتر و بیشتر بشه . . . [ #حامیمنویس ]