__
خوشحال بود که به مُراد دلش میرسید، اما چرا غصه داشت؟ چرا مضطرب بود؟ چرا آدمها نمیتوانند یکپارچه خوشحال باشند؟ [ کهکشاننیستی ]
__
باخبر باش فقط محضِ تماشایِ تو بود ؛
ضربانِ دلِ من خواست ، کهتکرار شود :)
[ ماهِدورایستادهِیمن ]
من وقتی ذوقم کورشه ، حتی تویی که دلیلِ ذوقمی ام ، نمیتونی بَر گردونیش ؛
حالا هی امتحانم کن .