آوا دَر حَنجَره ِ حامی پارت ²⁹✨🤍
حامی چاقوی لیزریاش را بیرون کشید
و فریاد زد: «آوا! من حواسشون رو پرت میکنم، تو برو به سمتِ کابین!»
اشتباه بزرگ… چون آوا دیگه اون دختری نبود که فقط دستور بگیره. نگاهِ سردش روی پهپادِ نزدیک قفل شد. در یک لحظه، در حالی که حامی به سمت راست پرید و پهپادها پرتوهای بنفششان را دنبالش چرخاندند، آوا دوید، از روی لبهی قطار جست زد و سوار بر پشتِ پهپاد شد! ⚡
«آوا!!!» حامی جیغ کشید، اما خیلی دیر شده بود.
آوا با دستهای خیس از عرق روی بدنهی براق پهپاد قفل شد؛ انگار داشت یک اسب وحشی را رام میکرد! پهپاد از شدت شوک به چپ و راست پیچید و سعی داشت او را پرت کند، اما آوا با دندانهای بههم فشرده، کابلهای برقِ پهپاد را پیدا کرد و با چاقو دو تیکهشان کرد.
ناگهان پهپاد از کنترل خارج شد و مثل یک موشکِ دیوانه به سمتِ شیشهی جلوی کابینِ راننده شیرجه رفت!
«کررررررررررررررررررررررررررررشششش!!!»
شیشهی ضخیم خرد شد و آوا همراه با تکههای شیشه وارد کابین شد و غلتید. راننده—که قبلاً درِ ورودی را قفل کرده بود—با چشمانِ وحشتزده به او خیره شد، اما آوا قبل از اینکه او دکمهی خطر را فشار دهد، با لگد پنلِ فرمان را خاموش کرد!
قطار با صدایِ وحشتناکِ ترمزِ مغناطیسی، شروع به لرزیدن کرد… و حامی که هنوز روی سقف بود، از شدتِ ترمزِ ناگهانی… لَغزید! 🚨
🤍🎀
هدایت شده از 𝑽𝒆𝒏𝒖𝒔/فور نده
590.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادتمندم؛ جوغدا بیان پرایوتم اعلام حضور کنن😾
•
یوزرم @KKKKKKlo
تگ چنل @Venosssssss
هدایت شده از 𝑽𝒆𝒏𝒖𝒔/فور نده
590.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادتمندم؛ جوغدا بیان پرایوتم اعلام حضور کنن😾
•
یوزرم @KKKKKKlo
تگ چنل @Venosssssss
هدایت شده از 𝑽𝒆𝒏𝒖𝒔/فور نده
590.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادتمندم؛ جوغدا بیان پرایوتم اعلام حضور کنن😾
•
یوزرم @KKKKKKlo
تگ چنل @Venosssssss