eitaa logo
🌟𝐆𝐀𝐋𝐋𝐄𝐑𝐘 𝐇𝐀𝐀𝐌𝐈𝐌🌟
590 دنبال‌کننده
8 عکس
3 ویدیو
0 فایل
بـہݩـآمحـآمـےحـآمـٻـم✨️💛 ᨃ𝗪𝖾𝗅︎𝖼︎𝗈࣭𝗆︎࣪𝖾 𝘁𝗈 𝗠‌ყ 𝗖‌𝗁︎𝖺𝗇︎‌𝗇︎𝖾l🍯ꕀ فن‌پســــرخــدا🌟 𝐒𝐭𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟒𝟎𝟓.𝟔.𝟔𝜗ৎ همٻشہ‌ٺۅدࢦم‌ادامہ‌مٻدمٺ🫶🏻؛- 𝐌𝐞 | @haamim10 #تابع‌قوانین‌ایتا‌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌟𝐆𝐀𝐋𝐋𝐄𝐑𝐘 𝐇𝐀𝐀𝐌𝐈𝐌🌟
"حٰم" از اینجا شروع میشه !! 🤍 باشین باهام ، کار داریم با هم!
به‌وقت‌اولین‌دیدار:)💕 𝟷𝟺𝟶𝟺.𝟷𝟶.𝟻✨️ مــکــآلــمه‌🥂: من:سلام‌حامیم حامی:سلام‌عزیزم‌‌‌ من:امکانش‌هست‌باهم‌عکس‌بگیریم حامی:بله‌حتما گوشی‌رو‌گرفت‌‌‌لب‌زد:بخند خندیدم‌ من:حامیم‌خیلی‌دوست‌دارم🥺💘 حامی:منم‌همینطور‌عزیزم بعد‌حامیم‌میخواست‌بره‌که‌من‌یهو‌یادم‌افتاد‌پاستیل‌بهش‌ندادم😂🤏🏻 من:حامیم حامی:جانم‌؟ من:بیا حامی:من‌نمیتونم‌بخورم عزیزم‌ من:نگیری‌ازم‌ناراحت‌میشم‌،نگه‌دار‌واسه‌‌لنا حامیم‌خندید‌گفت:مرسی‌عزیزم‌ پاستیل‌رواز‌دستم‌گرفت‌گذاشت‌تو‌جیبش‌ حامی:قربونت‌برم‌دستت‌درد‌نکنه‌عزیزم من:خدانکنه:) حامی:لبخند‌زد‌بهم بعد‌وایساد‌روبه روم‌ من‌:دندوناتو‌ارتودنسی‌کردی؟ حامی:چی؟ من:میگم‌دندوناتو‌ارتودنسی‌کردی؟ حامی:آره بعد‌حامیم‌با‌آرش‌میخواستن‌برن‌که‌ما‌نذاشتیم‌بعد‌چون‌من‌جلوتر‌همه‌وایساده‌بودم‌‌مثل‌اینکه‌دوبار‌دست‌‌منو‌گرفته‌و‌بعدش‌دوستام‌بهم‌گفتن😭🛐 بعد‌با‌آرش‌رفتن‌‌‌باز‌اومدن‌پیشمون‌یه‌کوچولو‌حرف‌زدیم‌‌ از‌هم‌خداحافظی‌کردیم‌‌حامیم‌رفت‌بالا‌ خلاصه‌که‌روز‌قشنگی‌رو‌کنار‌آقای‌صالحی‌‌ساختیم✨️.
به‌وقت‌دومین‌دیدار:)🌝 𝟷𝟺𝟶𝟺.𝟷𝟶.𝟽✨ مــکــآلــمه‌🥂: حامیم‌اولی‌که‌اومد‌پایین‌داشت‌با‌تلفن‌حرف‌میزد‌ کلی‌برامون‌دست‌تکون‌داد‌گفت: حامی:بمونین‌من‌میرم‌باشگاه‌میام حامیم‌رفت‌باشگاه‌‌ تو‌حینی‌که‌حامیم‌رفت‌ما‌مجید‌‌رو‌دیدیم‌من‌رفتم‌جلو من:سلام مجید:سلام‌ من:میدونی‌حامیم‌کجاست؟ مجید:نمیدونم‌کجاست‌عزیزم‌ من:باشه بعد‌داشت‌میرفت‌که‌من‌باصدای‌بلند‌گفتم‌: من:راستی‌مجید‌بافت‌موهاتم‌خیلی‌قشنگه‌مجید‌برام‌چشمک‌زد بعد‌رفت‌ما‌یه‌مدتی‌منتظر‌حامیم‌موندیم‌بلاخره‌حامیم‌اومد‌از‌ماشین‌پیاده‌شد‌وسایلشو‌برداشت‌گفت: حامی:بچه‌ها‌بیان‌عکس‌بگیریم‌:) همه‌رفتیم‌دورش‌جمع‌شدیم‌که‌عکس‌بگیریم‌که‌بنده‌سوتی‌دادم😂 من:حامیم‌بریم‌دیگه حامیم‌خندید‌گفت:کجا‌بریم‌دختر من:حامیم‌مجید‌داشت‌تنهایی‌میرفت‌گناه‌داشت حامیم‌خندید‌گفت: حامی:خوب‌توهم‌همراش‌میرفتی‌تنها‌نباشه من:بعدازمجید‌پرسیدم‌تو‌کجایی‌گفت:نمیدونم حامیم‌‌خندید‌گفت: حامی:خوب‌اونکه‌نمیدونه‌من‌کجام شروع‌کردیم‌به‌عکس‌گرفتن‌ اولش‌تو‌آفتاب‌وایساده‌بودیم‌عکسامون‌بد‌شدگفت‌: حامی:عه‌مااصلا‌چرا‌تو‌آفتاب‌وایسادیم‌بچه‌ها‌بیان‌بریم‌اونور‌تر رفتیم دوستام‌دونه‌دونه‌داشتن‌عکس‌میگرفتن‌منم‌داشتم‌غر‌میزدم. نوبت‌من‌شد‌حامیم‌خندید‌گفت: حامی:بیا‌اینجا‌عکس‌بگیر‌انقدر‌غر‌نزن خندیدم‌رفتم‌کنارش‌وایسادم‌ توحین‌عکس‌ازم‌پرسید‌: حامی:اسمت‌چیه؟ من:درسا حامیم‌خیلی‌ریلکس‌گفت: حامی:درسا‌غورغورو😂 نمیدونم‌چرا‌ولی‌با‌این‌حرفش‌اکلیلی‌شدم🦦 بعدبهش‌گفتم‌: من:واقعا‌مرسی حامیم‌خندید‌بعد‌از‌همدیگه‌خداحافظی‌کردیم‌من‌گفتم: من:خیلی‌دوست‌داریم‌موفق‌باشی حامیم‌لبخند‌زد‌رفت‌ وبازهم‌یه‌روز‌قشنگ‌کنار‌هم‌ساختیم✨.
حسی‌که‌داشتم‌غیر‌قابل‌توصیف:)❤️‍🩹