★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:19
Fasl:1
حامی به مامان لیلا اطلاع داد
گذر زمانی
بلاخره عصر شد
اوین میوه هارو چید
اریانا شرینی هارو
و فرشته هم خونه رو تمیز میکرد
حامی رفته بود آرایشگاه، گل هم سفارش داده بود
مامان لیلا داشت لباس انتخاب میکرد و جانا هم داشت میکاپ میکرد
باباحمید هم تلویزیون نگاه میکرد
حامی وارد خونه شد
حامی:سلام
مامانلیلا:به سلام چه خوشتیپ شدی
حامی:مرسی
باباحمید:سلام به به
حامی:😊
جانا:به اقا دامادمون اومد
حامی:بعله ..آماده اید ؟
همه:بله
راه افتادن به سمت خونه[ فرشته و رضا ]
رسیدند
حامی زنگ در رو زد
دینگ دینگ
اوین:اومدن
اوین در رو باز کرد
اوین:سلام
حامی:سلام عروسکم
جانا:سلام اوین خوبی
اوین:سلام خوش اومدین
مامان لیلا: سلام عروس قشنگم
باباحمید:سلام دخترم
اومدند داخل و بعد سلام و احوالپرسی و یکم نشستن
باباحمید:آقا رضا نظرتون چیه که این دو تا گل برن حرف هاشونو بزنن
رضا:برن..اوین بابا
اوین و حامی بلند شدند و رفتن داخل اتاق اوین
حامی: چه خوشگل شدی تو
اوین:مرسی فداتشم
حامی:خدانکنه..دستور
اوین:خب نظر من این هست که.....
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:20
Fasl:1
اوین:خب نظر من این هست که بتونی خوشبختم کنی و همین
حامی:قبول..بهت قول میدم تا همیشه کنارتم و قول میدم بهترین لحظات زندگیت رو سپری کنی...:)
اوین:خیلی دوستت دارم
۴۵ دقیقه بعد
حامی:من بیشتر..بریم بیرون!؟
اوین:بریم
حامی و اوین باهم بیرون رفتن
همه نگاهشون میکردن
تا اینکه حامی انگشتر نشون رو توی دست اوین کرد
مامان لیلا:مبارکه
رضا:مبارکه
و بقیه:مبارکه
اون شب نه تنها شب مهمی برای حامی و اوین بود بلکه خاطره ای شد که میتوانند برای فرزندشان تعریف کنند🪄
_______
پایان خواستگاری
حامی رسید خونه
پیام به اوین داد
پیام حامی:
سلام فداتشم
فردا نامزدیمون باشه؟
آوین : سلام عمرم باشه
حامی : اوکی قشنگم شبت بخیر
آوین شب تو هم بخیر
{نیمـہ اے از قلبم✨}
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:19 Fasl:1 حامی به مامان لیلا اطلاع داد گذر زمانی بلاخره عصر شد اوین م
این دو پارت تقدیم به نگاهتون 🍓