پیام ناشناس✨
...
از پارت اول شروع میکنید؟ منظورم دوباره هست🫠
✨❤️
آوین:بله عزیزم ولی داخل اون چنل هم پارت های جدید گذاشته میشه
مهلا:
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:2
Fasl:1
رفت و ۳ تا بلیط برای جانا، لیلا ،حمید گرفت
داشت تمرین میکرد
با اهنگ آی ستاره شروع کرد
قدم قدم پا به پات همه شهر رو قدم زدم زیر بارون تو خیابون بدون چتر چه حالی داشت باتو قدم زدن
______________________________
موزیک به پایان رسید رفت سراغ اهنگ قلب منی و ....
ساعت13:32
ناهار رو خوردن
حامی رفت استراحت کنه
همش به اون باریستا فکر میکرد
انگار که دیگه قلبش رفته واسه باریستا و هرکاری که میکرد از ذهنش بیرون نمیرفت
آنقدر بهش فک کرد تا از خستگی زیاد خوابش برده بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
که با صدای خنده های فرید از خواب بیدار شد
گوشیش رو چک کرد و موهاشو درست کرد و رفت بیرون کنار همه
فرید:به اقا حامی بلند شدن
حامی:خب چه خبر
ارش:داداش چه قدر خوابیدی
حامی:چقدر شده مگه😳
ارش:۴ ساعت از ساعت14 تا18
حامی:عیوای برم گریم شم
ارش:افرین بدو برو
حامی:خدافظ
حامی به اتاق گریم رفت و نیم ساعت بعد اومد بیرون
نگاهی دزدکی به سالن انداختم بعضی صندلی ها پر بودن
بقیه هم داشتن بلیط چک میکردن
مامان و اینا اومده بودن
حامی رفت بالا و لباس مدنظرش رو پوشید
کم کم داشت کنسرت شروع میشد
ــــــــــــــــــــــــــــ
شمارش معکوس 10 .9. 8 .7. 6 .5. 4. 3. 2. 1 .0
حامیم بیشتر همه ذوق داست و با اهنگ آی ستاره وارو شد
بعد اهنگ گفت:سلام به همگی به کنسرت خودتون خوش اومدین
همه:حامیمممم سلامممم
نور افتاد رو صندلی همه
حامی نگاه میکرد
که یهو دید کنار جانا همون باریستا نشسته
از ذوق داشت پر در می آورد
یکم باهم صحبت کردن و رفتند تا اهنگ بخونن
کم کم کنسرت داشت تموم میشد
حامی با یه خداحافظی گرم از رو استیچ رفت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بک استیچ باریستا رو دید
رفت کنارش
حامی : سلام خوب هستید
باریستا(اوین):سلام مرسی
حامی:اسم کوچیکتون رو میتونم داشته باشم
باریستا: من آوین هستم
حامی تو دلش گفت وای چه اسم قشنگی
اوین:میتونم باهاتون عکس بگیرم؟
حامی:بله چرا که نه
حتی وقتی آوین رو میدید
عکس رو گرفته اند و حامی گفت:میشه اگه شما اوکی هستید فردا شب تو پارک هم دیگه رو ببینیم ؟
اوین:نمی دونم،به چه دلیلی ؟
حامی:اگه فردا شب بیاید دلیل رو بهتون میگم
آوین:ب...باشه،فقط ساعت چند؟
حامی:ساعت19
آوین:چون شما برادر دوستم هستید بهتون اعتماد کردم😉پس میبینمتون
حامی:آ...آهان خب باشه فقط می تونم شماره ی شما رو داشته باشم ؟
اوین:بله **** *** 0913
حامی:مرسی
اوین:با اجازه
حامی:به سلامت
وقتی اوین رفت حامی یه حس بدی بعش دست داد
اوین تو دلش گفت
یعنی چیکارم داشته وایی خدایا
شمارمو گرفت
نمیتونم تا فرداشب صبر کنم
پیام ناشناس✨
...
بازم پارت می خوایم
❤️✨
آوین:اووم یه چند ساعت دیگه میدم
مهلا: